تبليغاتX
خادم و ذاکر اهلبیت (ع)

جمعه بیستم شهریور 1388

الهی نامه

الهی ، ای آنکه تمام محامد فقط سزاوار تست ، ای همه بر پا و برجا به اراده تست
 

الهی ، ای که سپاس و ثنا مخصوص تست ، این موجود ضعیف که از درک حقیقت یکذره عاجز است ، چگونه بجای آرد آنچه در خورشان تست .
 

الهی ای که لطف و رحمتت دستگیر بیچارگان است ، ای که نظر عنایتت بسوی آوارگان است ، ای که نورت دلیل راه گمراهان است
.

الهی ، ای که عفو و بخششت شامل حال گنهکاران است ، ای که حریم قدست قبله آزادگان است .


الهی ، رحمتت تا ابد چشمه جوشان است .

نوشته شده توسط حسین در 10:27 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388

مناجات نامه

الهی ، ای نور قلب مشتاقان ، ای اجابت کنندۀ دعوت محتاجان ، ای امان خائفان ، ای انیس بی کسان ، ای روشنایی جان صاحبدلان ، ای آرامش پریشان حالان ، ای کرم کننده بر خسته دلان ، ای حیات بخش بمرگان، انوار صفاتت را برقلبم بتابان ، رابطه ام را با ماسوای خود قطع گردان ، روحم را به نور حقیقت منور گردان ، شرمنده ات را به رضوان وصال برسان ، قلبم را در آتش عشقت بسوزان ،این گدا را بر سر سفره مغفرتت بنشان.

برگرفته از کتاب مونس جان استاد حسین انصاریان

نوشته شده توسط حسین در 17:30 |  لینک ثابت   • 

سه شنبه بیستم مرداد 1388

الهی نامه

الهی ، ای بوجود آورنده موجودات از دیار نیستی ، ای محیط بر بالا و پستی ، ای بپا کننده خیمه هستی ، خود را بر باطنم بنما که کیستی ، ای چاره بیچاره ای ، هادی آواره ای ، پناه مضطری ، توان ناتوانی ، قوت ضعیفی ، قدرت مسکینی ، امان خائفی ، مرا از شر شیطان نجاتی ، ار عذاب قیامت برایت ، ای که گدا را از در لطف نرانی ، و گنهکار را جز به رحمت ومغفرت نخوانی ، مرا جز در خواست عفو از تو نیست بیانی .

برگرفته از کتاب مونس جان استاد حسین انصاریان

نوشته شده توسط حسین در 20:10 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388

الهي نامه

الهی ، از دایره بصیرت بیرونم ، از لطف خاص بی نصیبم ، محتاج و فقیرم ، توئی طبیبم ، بنمای عجائب ملک و ملکوتم .

 الهی ، برهان از شرک خفی و جلیم ، رهایم کن از وسوسه شیطانم ، عنایت کن از رحمت بی کرانم .

 الهی ، به نفس اماره در بندم ، از طراط مستقیم بیرونم از گذشته در حسرتم ، بنده ای بدم ، در طمع و در حسدم .

 الهی ، بی بصیرت و بینورم ، از حضرتت دورم ، تهی دست و بیاختیارم ، در نگرانی و در اضطرابم .

الهی ، ذره ای بیرون از شمارم ، در مانده ای نادارم ،  به محاسبه نیارم ،گرچه عذری ندارم .

نوشته شده توسط حسین در 0:41 |  لینک ثابت   •