اشعاری در وصف حضرت حسين
روز دهم
عاشورا، شهادت امام حسين (ع) و يارانش در سال 61 هجرى قمرى
1) نماز: چند نماز براى اين شب درروايات وارد شده است كه يكى از آنها چنين است: چهار ركعت نماز كه در هر ركعت بعد از سوره حمد، پنجاه بار سوره اخلاص خوانده مى شود. پس از پايان نيز هفتاد بار ذكر زير خوانده مى شود:
سُبحانَ اللَّهِ وَالْحَمدُللَّهِ وَلااِلهَ اللَّهُ وَاللَّهُ اَكبرُ وَ لاحَوْلَ وَ لاقُوَةَ الاَبِاللَّهَ الْعَلىِ اْلعَظيم.
2) احياء اين شب كنار قبر امام حسين 3)دعا و نيايش
روز
1)عزادارى: از امام رضا(ع) نقل شده است »هركه كارو كوشش را در اين روز، رها كند خداوند خواسته هايش را برآورد؛ و كسى كه آن را با خون و اندوه سپرى كند، خداوند قيامت را روز خوشحالى او قرار مى دهد.(16)
2) زيارت امام حسين (ع)(17)
3)روزه گرفتن در اين روز كراهت دارد: ولى بهتر است بدون قصد روزه تابعد از نماز عصر از خوردن و آشاميدن خودارى شود.(0(18
4) آب دادن به زائران امام حسين(ع)(19)
5) هزار مرتبه خواندن سوره اخلاص (20)
6)خواندن زيارت عاشورا(21)
7)هزار مرتبه گفتن )اللّهُمَّ الْعَنْ قَتَلَة الْحُسَين((22)
روز دهم محرم
عاشورا و شجاعت امام (ع)
شجاعت امام به حدى بوده است كه شجاعان عالم بايد در برابرش سرفرود آورند چون امام حسين(ع) در شرايط سختى بوده 1-عطش شديد و كشنده 2- هواى سوزان و داغ 3-دشمن سنگدل 4-داغها و مصيبتهاى پرسوز عزيزان و ياران 5-زخمهايى كه بر بدن داشت 6-اسارت بعدى خاندان محترم با تنهايى 7-غربت و... همه اينها داشتن اين روحيه عظيم و بزرگ قابل بحث و فكر است.(23)
امام حسين(ع) جنگ سختى با دشمن كرد، تشنگى بسيار شديد براو مسلط شد تصميم گرفت به طرف آب فرات برود، سوار بر اسب رهسپار فرات شد، به قلب لشگر چهار هزار نفرى )كه نگهبان آب فرات بودند حمله كرد، لشگر را از دو طرف پراكنده كرد. و خود را به آب رسانيد وقتى امام دست به طرف آب دراز كرد تا كفى از آب بردارد و بنوشد، شخصى از سپاه دشمن فرياد زد، اى حسين تو آب خوش مى نوشى با اينكه سپاه به سوى خيمه ها رفتند و حرمت حرم تو را هتك نمودند؟ و خيمه ها را آتش زدند، غيرت آن حضرت به جوش آمد و آب را ريخت و با سرعت به سوى خيمه بازگشت ولى دريافت كه كسى به خيمه حمله نكرده است و دشمن با اين حيله خواست حسين آب ننوشد(24)
در جنگ تن به تن امام حسين تعداد زيادى از سران لشگر و مردان جنگى را كشت يا مجروح كرد و در اينجا بود كه سپاه از هر سو به او حمله كرد و بدن امام را تيرباران كردند و امام باقر )ع( فرمود: بدن امام سيصدوبيست و چند زخم داشت از طر ف قسمت جلو چون آقا پشت به دشمن نمى كردند.(25)
مصيبت روز عاشورا روضه وداع
از امام پنجم(ع) روايت شده كه چون حسين(ع) ديد هفتاد و دوتن ياران و خاندانش به روى خاك افتاده اند، به خيمه اهل حرم رو كرد و فرياد كشيد اى سكينه و فاطمه و ام كلثوم، (عليكن منى السلام) سكينه فرمود:
اى پدرجان، تسليم مرگ شدى؟ فرمود: كسى كه ياروياورى ندارد چگونه تسليم مرگ نشود؟ گفت پدرجان، ما را به حرم جدمان برگردان فرمود: هيهات، زنان حرم شيون كردند و امام حسين (ع) آنها را آرام كرد و در همين مقتل روبه امّ كلثوم كرد و فرمود: تو را به نيك رفتارى سفارش. من به ميدان مى روم در اين حال سكينه(س) شيونكنان پيش حسين آمد، حسين(ع) او را بسيار دوست مى داشت، او را به سينه چسبانيد و اشكهايش را پاك كرد و او را دلدارى داد.(26)
نگاهى به جنگ امام حسين با دشمن
امام حسين ع يكه و تنها به ميدان آمد و دشمن را به جنگ دعوت كرد، هركس كه به ميدان او مى آمد، طول نمى كشيد كه به دست او به خاك هلاكت مى افتاد. بدين صورت امام به جمعيتى بسيار از دشمن حمله كرد در حالى كه چنين رجز مى خواندند (كشته شدن بهتر از رسوا شدن بر ننگ است) و شكست ظاهرى دنيا بهتر از ورود به آتش دوزخ است، و خداوند در هر حال پناه من است و حسين بن على)ع( هستم، سوگند ياد كرده ام كه در برابر ظالمين سرفرود نياورم، از پيوستگان به پدرم حمايت مى كنم، و در راستاى دين پيامبر اسلام گام مى نهم.(27)
روضه شهادت امام حسين
شمر به سپاه خود خطاب كرد و فرياد زد همه متوجه حسين (ع) شويد كار او را تمام كنيد. سپاه دشمن به امام حمله كردند، آن حضرت همچنان مى جنگيد تا اينكه بدنش پراز زخم شد سرانجام ظالمى به نام »صالح بن وهب« پيش آمد آن چنان بر ناحيه ران آن حضرت ضربه زد، كه آن مظلوم از پشت اسب به زمين افتاد، طرف راست صورتش به زمين برخورد كرد، سپس در همين حال برخاست و به جنگ ادامه داد. و لحظات آخر عمر امام حسين(ع) زينب (س) از خيمه بيرون آمد در حالى كه فرياد مى زد كاش آسمان برروى زمين ويران مى شدى و اى كاش كوهها از هم مى پاشيدندو به بيابانها مى ريختند آنگاه به امام حسين(ع) نزديك شد، امام درحال جان كندن بود، زينب (س) صدا زد: اى عمر آيا اباعبداللَّه، كشته مى شود و تو مى نگرى؟
اين سخن زينب (س) را نداد و از او روى برگرداند. زينب (س) صدازد:
آيا ميان شما يك نفر مسلمان نيست، امام از زمين برخاست ومانند شير شجاع به دشمن حمله كرد و فرمود: »آيا شما بر قتل من اجتماع كرده ايد، به خدا بعد از من بنده اى از بندگان خدا رانخواهيد كشت، خداوند بخاطر كشتن من بر شما غضب مى كند...«.
سوگند به خدا هر گاه مرا كشتيد خداوند خودتان را به جان خودتان مى افكند و خون همديگر را مى ريزيد سرانجام دستخوش عذاب سخت الهى خواهيد شد اين قدر جنگيد تا هفتادو دو زخم بر بدنش وارد آمد.(28)
»روضه شهادت امام حسين
امام كنار آمد تا اندكى استراحت كند، در كنار ايستاده بود، ناگاه سنگى از جانب دشمن آمد و به پيشانى آن حضرت خورد و خون جارى شد، دامنش را بلند كرد تا خون پيشانيش را پاك كند، و در اين هنگام تيرى سه شعبه زهرآلود آمد وبه سينه آن حضرت اصابت فرمود: بِسمِ اللَّه وَ بِاللَّهِ وَ عَلى مِلَةِ رسولِ اللَّه
سپس سرش را به طر ف آسمان بلند كرد و گفت »خدايا تو مىدانى مردى را مىكشند كه در روى زمين پسر پيغمبرى غيراونيست«.
آنگاه آن تيررا گرفت واز پشت بيرون آورد و خون جارى شد.
دراين هنگام ضعف بر بدن آقا مسلط شد، سپاه دشمن دست از جنگ كشيدو مدت طولانى از اين جريان گذشت و كسى جرأت نمىكرد آخرين ضربه را بزند با فرياد شمر لعين دشمنان بىرحم به آن امام غريب حمله كردند و ضربات پى درپى شمشير و تيروسنان و نيزه محاسنش پرخون شد و فرمود اينگونه كه به خونم رنگين شده ام و حقم غصب شده با خدا ملاقات مىكنم. هلال بن نافع كه از سربازان دشمن بودمى گويد نگاه به قتلگاه كردم ديدم حسين(ع)به خود مى پيچيد و درحال جان دادن است. درخشندگى چهره و زيبايى قامت او مرا از فكر درمورد كشتن او بازداشت.
راوى مى گويد خولى بنيزيد اصبحى خواست سرامام را جدا كند لرزه بر بدن نحسش افتاد و اجتناب كرد و آنگاه سنان بن اَنس نخعى از اسب پياده شد وقصد قتل فرزند رسول(ص) و نور ديده زهراى بتول(س) را نموده و شمشير ظلم و جفا برحلق خامس آل عبا فرود آورد و سرمقدس آن بنده خاص حضرت سبحانى را از بدن جدا نمود.(29)
كجائيد اى شهيدان خدائى
تموم زندگيم مال حسينه
دلم همواره دنبال حسينه
كجائيد اى شهيدان خدائى
بلاجويان دشت كربلائى
كجائى ياحسين محبوب زينب
كجائى بنگرى احوالم امشب
عدو بر خيمه ها آتش فكنده
زگوش كودكان گوشواره كنده
كجائى ياحسين در اين شبانه
حريمت را به زير تازيانه
حسينا امشب از غصه خميدم
زبس دنبال طفلانت دويدم (30)
دعاى زينب
دعا كن خواهرت، زينب بميرد
نماند بعد تو ماتم بگيرد
الهى عاشقم، عاشق ترم كن
سرو جانم فداى دلبرم كن
سرا پا آتشم خاكسترم كن
كه من دلداده يك ياحسينم
همه گويند زينب كس نداره
كس زينب توئى چه حاجتِ كس
تو مى دانى چه حالى هست زينب
بيا و يك دعائى بهر من كن
به حق صورت نيلى مادر
مرا سيلى خور اعداء مگردان
بيا اين كهنه پيراهن را تنت كن
بيا اى گل تن خود را كفن كن (31)
ويژگى هايى از امام حسين
نام »حسين« انتخاب شده از طرف خداست و مشهورترين لقب حضرت سيدالشهداء و كنيه ى او اباعبداللَّه است كه اين كنيه را پيامبر اكرم(ص) براى حضرتش انتخاب كرد در آن لحظاتى كه امام حسين(ع) در سن شيرخوارگى در آغوش پيامبر(ص) جاى دادند رسول خدا در حالى كه به چهره ى نوه ى عزيزش خيره خيره نگاه مى كرد و اشك ديدگانش را فراگرفته بود فرمود: عزيزُ علىَّ يا اباعبداللَّه«
مصيبتهاى تو بر من سخت است اى ابا عبداللَّه.
امام حسين شرافت جدّ و پدر و مادر و خواهر و عمّ و فرزند دارد.
جدّ پدرى او ابوطالب و جدّه پدرى فاطمه ى بنت اسد، جده ى مادرى خديجه كبرى امّ المومنين و جدّ مادرىشان پيامبر اكرم(ص). والدهى ماجدشان حضرت زهرا(س) و برادرى همچون امام مجتبى سيّد الاسباط و خواهرى مانند زينب و امّ كلثوم و فرزندى چون امام سجاد زين العابدين(ع) دارد. عموى گراميش جعفربن ابيطالب و از امتيازاتى كه براى امام حسين در لابه لاى روايات وادعيه به چشم مىخورد اين كه 9 امام از نسل او و شفا در تربت او و استجابت دعا در تحت قبّه او قرار داده شده...»المعوّض من قتله انّالائمة من نسله والشفافى تربته(32)».
اَلاَّم فاطِمَةُ والاَبُ الكَرّار لااَبَ فِى الانام كَذا وَلااُمَّ كَذى
از سينه هيچ زنى شير نخورد، گاهى از زبان جدش پيامبر (ص) و گاهى از انگشتان ابهامش تغذيه مى كرد.
قال الصادق(ع):
لَم يَرْضَعِ الْحُسَيْنُ مِن فاطِمَه وَلا مِنْ اُنثى يُوتى بِهِ النَّبىَّ اِبْهامَه فى فَمِهِ فَيَمُصُّ مِنهاما يَكفيهِ اليَوْمَيْنِ وَالثلث فَنَبَتَ لَحْمِ الْحُسين مِنْ لَحمِ رَسولِ اَللَّه و دَمُهُ مِن دَمِهِو لَمْ يُولَدْ لِستِّةِ اَشهُرٍ الاّ عيسىَ بنِ مَرْيَمِ وَالْحُسَينِ بنِ عَلّى.
گوشت و خون امام حسين(ع) از گوشت و خون پيامبر(ص) روئيده شد و كسى جز حضرت عيسى و امام حسين(ع) در شش ماهگى به دنيا نيامد.
امام حسين(ع) در روز رحلت پيامبر(ص) شش سال و شش ماه وبيست و پنج روز داشت، و در حالى كه مادرش را از دست داد كه شش سال و دو ماهه بود و درآن روزهايى كه پدرش على(ع) به شهادت رسيد و سى وشش سال و 48روز از عمر نازنين او مى گذشت و بالاخره در ايام شهادت برادرش امام مجتبى(ع) 45سال و شش ماه و 27روز داشت .(33)
سلام برحسين
سلام ما برتواى سومين امام، حسين
كه در حضور تو مهدى كند سلام، حسين
سلام برتو كه رد زير تيغ با لب خشك
براى شيعه فرستاده اى پيام، حسين
سلام برتو و آن قطره هاى خون سرت
كه ريخت روى زمين در مسير شام، حسين
سلام بر تو و آن لحظه اى كه قاتل تو
نهاد تيغ برآن لعل تشنه كام، حسين
سلام بر تو وآن دم زينبت مى گفت
بيا گلوى تو بوسم به جاى مام، حسين
سلام بر تو و بر اصغرت كه تيرجفا
بريخت شهد شهادت ورا به كام، حسين
چو خم شدى پى بوسيدن رُخِ اكبر
دگر نبود قعود تو را قيام، حسين
زخون سينه و پيشانى ات وضو كردى
براى سجده به درگاه ذوالكرام، حسين
به خاك بود جبين و سرت جدا كردند
نماز عشق تو در سجده شد تمام، حسين
سلام باد به زينب كه پاس خونت داشت
به اشك و خونِ دل وخطبه و كلام، حسين
»مؤيد« است غلامت اگر چه خوب و چه بد
مپوش ديدهى رحمت از اين غلام، حسين
تقدير رقم زده
ميگن كه مادرت مياد به مجلس عزاى تو
مى خره هر كسى رو گريه كند براى تو
دل منو يه لحظه اى عارى ز خوشحالى نكن
اميد من فقط تويى پشت منو خالى نكن
براى كربلاىِ تو همش بهونه مى گيرم
از تو اگه جدا بشم يقين بدون كه مى ميرم
شكر خدا تقديرمو خدا چنين رقم زده
كه اسممو از همه جا جز پيش تو قلم زده
حسين واى... حسين واى
زندگى بى تو مماته اشك تو آب حياته
دشمن از تو در حراسه خون حيدر تو رگاته
اى كه بر عالم اميرى به عشق حسين اسيرى
شنيدم تو دشت غربت بى كس و تشنه مى ميرى
حسين واى... حسين واى
دل من به غم اسيره چشم تو زخمى تيره
تشنه لب كنار دريا مادرت برات بميره
از غم و غصه رهيدم اين چنين تورو كه ديدم
پيش زهرا بانوى من كرده اى توروسفيدم
حسين واى... حسين واى
خوب ميدونى گداتم، يه عمر خاكِ پاتم
قسم به جون زينب تا دم مرگ باهاتم
هر تپش دل من اسم تو رو مياره
هر چى يَله تو دنيا پيش تو كم مى ياره
صفاى هردل خسته تويى تو
نواى ناى بشكسته تويى تو
ميون لشكر اعدا كسى كه
شكسته پشت دشمن را تويى تو
يل كرببلا علمدار حسين
شام عزا
شام عزا مگر پايان نمى رسد
جان بر لبْ آمد و جانان نمى رسد
پُر گشتهام زدرد درمان نمى رسد
درگوشه دلم مهمان نمى رسد
اى ماه عشق من
رويى بده نشان
صدواى والامان
صد واى و الامان
بيش از خرابه ام شد كاردل خراب
اى روشنى جان بر قلب من بتاب
گر خون سرخ تو بر رُخ شده خضاب
خاك عزاى تو بر سر شده حجاب
اى نازنين بيا، از قله سنان
صد واى الامان - صد واى الامان
گاهى ميان دل كردى شبانه سر
گاهى به چوب كين بودى به تشت زر
يا گوشه تنور تابيدى چون قمر
گاهى زروى نى كردى مرانظر
امشب بياو در ويرانه ام بمان
صد واى الامان، صد واى الامان
امام حسين
ديدن كربلاى تو، اگه يه روزى پا بده
به حق عشقت يا حسين حاجتمو خدا مى ده
اون روزى كه جنازمو، مردم روشونه مى برن
ميگن كه اون حسينيه، جهنمش نمى برن
اگه باشم تو كربلا به من بگن بيا بهشت
پامو بيرون نمى ذارم، غيراز اينجا، كجاست بهشت
امام حسين
آقا كردى عنايت شدم كرببلايى
سائل كوى يارم، مى كنم من گدايى
اون روزى كه روزى ما، برات كرببلا شد
به خدا كه امضاى او بدست امام رضا شد
اونقدر اين دل من، حسرت كربلا خورد
كه آخر شاه مشهد، مارو كرببلا برد
مى كشد، عشق زبونه ،مادرى هى مى خونه
بدونين اهل عالم، پسرم پهلوونه
امام حسين
حرم حسين ثاراللَّه
دلم فقط زينبو مى خواد
زيارت حيدر و مى خواد
دلم فقط اكبر و مى خواد
زيارت اصغرو مى خواد
حرم حسين ثاراللَّه
دلم فقط علقمه مى خواد
زيارت فاطمه مى خواد
شب آخر
امشب ابا عبداللَّه در خيمه ها مهمان است
فرداتنش چو قرآن زير سم اسبان است
امشب نخوابد اصغر يك لحظه در گهواره
فردا زحلقِ خشكش خون مى زند فواره
اى خاتون قيامت، زهرا سرتْ سلامت
امشب على اكبر گردد به دور بابا
فردا شود در ميدان لب تشنه همچو بابا
امشب به خيمه قاسم نماز شب مى خواند
فردا تنش روى دست عمو مى ماند
اى خاتون قيامت، زهرا سرتْ سلامت
امشب به جام سقا آتش به جاى آب است
فردا دل سكينه از داغ او كباب است
امشب كند سقاى سقا به اشك ديده
فردا كند سَردارى بابازوى بُريده
اى خاتون قيامت، زهرا سرتْ سلامت
مسيحا نَفَس
اى همه دلخوشى ام حسين من
هر طرف مى كشى ام حسين من
اى مسيحا نَفَسم حسين من
عاقبت مىكشى ام حسين من
بوسه از زير گلوى تو بگيرد زينب
يامرو يا كه دعا كن كه بميرد زينب
اى همه دلخوشى ام حسين من
هر طرف مى كشى ام حسين من
اى مسيحا نَفَسم حسين من
عاقبت مى كشى ام حسين من
بوسه از زير گلوى تو بگيرد زينب
يامرو يا كه دعا كن كه بميرد زينب
مرو اى همسفرم حسين من
تو مسوزان جگرم حسين من
ديده بگشا ببين حسين من
ديدنى گشته حرم حسين من
اى مرا قرص قمر حسين من
بسته اى بارسفر حسين من
يابمانْ در برمن حسين من
يا مرا هم تو ببر حسين من
حسين من
حسين من
قتل الحسين به كربلا...
ذبح العطشان و به نينوا
امام حسين
گل زهرايى حسين حسين
عشق دلهايى حسين حسين
مولاى من، مولاى من، مولاى من
كعبه دلها حسين حسين
قبله جانها حسين حسين
اى گل زيباى فاطمه
برهمه مولا حسين حسين
دل بر تو بستم - اى بود وهستم - عاشقت هستم
مولاى من (3)
مست سبويت منم منم
عاشق رويت منم منم
سرور و مولا تويى تويى
بندهى كويت منم منم
ماه منيرم - تويى اميرم - برات بميرم
مولاى من (3)
***
گردل ز من بگيرى، يا حسين يابن الحيدر
دل از تو بر نگيرم يا حسين يابن الحيدر
نقش است بر لب من يا حسين يابن الحيدر
نام تو تابميرم يا حسين يابن الحيدر
تو خوب خوب خوبى يا حسين يابن الحيدر
من پست پست پستم يا حسين يابن الحيدر
تو خوبتر زخوبى يا حسين يابن الحيدر
من پستتر ز پستم يا حسين يابن الحيدر
اسرار بى نيازى يا حسين يابن الحيدر
در بى نوايى من يا حسين يابن الحيدر
تنها به درگه توست يا حسين يابن الحيدر
دست گدايى من يا حسين يابن الحيدر
بربرگ هر شقايق يا حسين يابن الحيدر
داغ مدينه دارم يا حسين يابن الحيدر
به كربلا واى حسين
به خيمه ها واى حسين
به قتلگاه واى حسين
به خيمه ها آتش زدند واى حسين
سيلى زدند واى حسين
رقيه را واى حسين
آتش زدند واى حسين
به معجرا واى حسين
ديده خونبار مادرم
در زمان ظهر عاشورا
مادرى ديدم خون مى گريد
در كفِ شهر ستم پيشه
خنجرى ديدم خون مى گريد
همچو گل پرپر بدن هايى
خفته در صحراى سوزان بود
زير نور تابش خورشيد
پاىْ مالِ سمِ اسبان بود
غوطه ور در ورطه اى از خون
جسم سالار شهيدان بود
از زمين خونِ خداجوشان
بسترى ديدم خون مى گريد
در زمان ظهر عاشورا
مادرى ديدم خون مى گريد
در جوار مقتلى خونين
حضرت زهرا به سر مى زد
به كنار خيمه اى سوزان
بانوى تنها به سر مى زد
در ميان كشته ها حيران
زينب كبرى به سر مى زد
واحسينا هر زمان مى گفت
خواهرى ديدم خون مى گريد
در زمان ظهر عاشورا
مادرى ديدم خون مى گريد
***
بيا بريم داداش حسين، ورنه ديوونه مى شم
بدون تو عزيز دل منم بى خونه مى شم
بيا بريم از نينوا، قلبم رو محزون نكن
سرت به پيش محملم شهر و چراغون نكن
امون از دل زينب...
زينب به سرزنان
سوى كه مى رود
او را چه مى شود
نام كه مى برد
زهرا به سرزنان
سوى كه مى رود
او را چه مى شود
نام كه مى برد
حسين...
غريب مادر حسين اى عشق مادرحسين
بى سرمادر حسين تشنه ى مادر حسين
شبهاى جمعه با اضطراب و واهمه
آيد به دشت علقمه گويد به آه و زمزمه
گويد حسين من چه شد
نور دوعين من چه شد
ديوونه ى حسين
بچه بودم كه دم از تو بى قرينه مى زدم
با شنيدن يه ياحسين به سينه مى زدم
اگه يا حسين نگم زبون مى خوام چيكار كنم
زمين و زمون و آسمون مى خوام چيكار كنم
اگه از هر كى بپرسى ميگه اين مُسَلّمه
كه حسين بن على شاه تموم عالمه
به من ديوونه از روى ملامت چى مى گى
پاسخ خدارو فرداى قيامت چى مى دى
عاقلا خوب مى دونن ديونه تكليف نداره
به كارش چى كاردارى با تو كه كارى نداره
يه ديوونه از تموم عاقلا عاقل تره
چه كنه بيچاره در كمند زلف دلبره
***
اگر ساقى حسين است
من مىْ نخورده مستم
خبر از خود ندارم
چه بودم يا كه هستم
تو چه در پيمانه كردى
كه مرا ديوانه ى ديوانه كردى
به فسون چشم شهلات
تو مرا افسانه كردى
اى حبيبم اى طبيبم
بى تو در عالم غريبم من غريبم
»ديوونه ى حسين«
بنويسيد به روى قبر و به روى كفنم
عاقلا ديوونه ى امام حسين منم منم
كاش مى شد امام حسين براى ما دعا كنه
سند شهادت و براى ما امضا كنه
دست پُر عطاو بخشش براما دون مى پاشه
الهى دعاكنه حاجت ماروا بشه (34)
امشب...
امشب شرر برجان عالمين است
شب وداع زينب وحسين است
واى، واى، واى...حسين
اى تشنه لب... حسين... عشق زينب...حسين...
واى، واى، واى...حسين
ياحسين و ياحسين وياحسين جان...
شام عاشورارسيده حسين
قامت گردون خميده حسين
آيداز خيمه ى تشنه كامان حسين
ناله ى يارب و صوت قرآن حسين
ياحسين و ياحسين وياحسين جان...
با دو چشم همچو دريا
مىكند زينب تماشا
يوسف فاطمه در نماز است
با خدا گرم راز ونياز است
ياحسين و ياحسين وياحسين جان...
ذكر طفلان آب آب است
از عطش لبها كباب است
آب سقا بود اشك ديده
خجلت از تشنه كامان كشيده
العطش...
واى حسين
عمو، عمو...
آب، آب...
انامجنون الحسين
به ظهر روز عاشورا
گل سرخم شده پرپر
گُلم را كرده ام پيدا
به زير نيزه و خنجر
انامجنون الحسين
برادرم تاج سرم
تويى عزيز مادرم
برادرم من زينبم
برادرم من زينبم
انامجنون الحسين
اى زينت دوش نبى
روى زمين جاى تو نيست
اين خارو خاشاك زمين
منزل و مأواى تونيست
انامجنون الحسين
اگر حسين من تويى
خميده خواهرت منم
كسى كه همسفر بود
به كوفه وسرتْ منم
انامجنون الحسين
امام حسين
اى خاك كربلاى تو
مهر نماز من حسين
باشد بسوى حضرتت
دست نياز من حسين
يابن الزهرا حسين حسين، يابن الزهرا حسين حسين (2)
در كوى عشق و عاشقى
ديوانه توأم حسين
ميسوزم در شرار غم
پروانه توأم حسين
يابن الزهرا حسين حسين، يابن الزهرا حسين حسين (2)
آورده ام بتو پناه
من از اين در نمى روم
هر گز بجان مادرت
جاى دگر نمى روم
يابن الزهرا حسين حسين، يابن الزهرا حسين حسين (2)
امشب به قلب عاشقان
از نور خود صفا بده
برنوكرانت از كرم
ويزاى كربلا بده(2)
يابن الزهرا حسين حسين، يابن الزهرا حسين حسين (2)
از ابرديده روز و شب
ميگريم از براى تو
خواهم شفاى هر مريض
از اين دارُ الشفاى تو
يابن الزهرا حسين حسين، يابن الزهرا حسين حسين (35)(2)
گودال
اى غرقه خون حسين من
سرمستم از سبوى تو
شد خون سرخ خنجرت
شاها آب وضوى تو
يابن الزهرا حسين حسين، يابن الزهرا حسين حسين (2)
اى ماه من چرا سرت
برنوك نيزه ها شده
برخيز وكن نظاره اى
تاراج خيمه ها شده
يابن الزهرا حسين حسين، يابن الزهرا حسين حسين (2)
اى نازنين برادرم
پرپرشد لاله هاى تو
هستم من با توهمسفر
مىآيم پابه پاى تو
يابن الزهرا حسين حسين، يابن الزهرا حسين حسين (2)
در بحر نشسته ام
در انتظار روى تو
بوسه زنم به موج خون
بررگهاى گلوى تو
يابن الزهرا حسين حسين، يابن الزهرا حسين حسين (2)
آتش گرفته سينه ام
ميسوزم از شرار عشق
چون مرغ شب نواكنم
گشته خزان بهارعشق يابن الزهرا حسين حسين، يابن الزهرا حسين حسين (2)
شب عاشورا
امشب خيام فرزندِ زهرا سوزوگداز است
مولا حسين جان با خالقش در راز و نياز است
مولا حسين جان مولا حسين جان مولا حسين جان
امشب جبين و پيشانيش بر سجده نهاده
جسم شريفش فردا بروى صحرا فتاده
مولا حسين جان مولا حسين جان مولا حسين جان
امشب سكينه گيرد پدر را از جان در آغوش
فردا كنار جسم شهيدان افتاده از هوش
مولا حسين جان مولا حسين جان مولا حسين جان
لبهاى اكبر با صوت قرآن دارد تكلّم
از شوق فردا بر چهره خود دارد تبّسم
مولا حسين جان مولا حسين جان مولا حسين جان
دور برادر پروانه سان مى گردد در امشب
دوكودكش را بهر شهادت آورده زينب
مولا حسين جان مولا حسين جان مولا حسين جان
امشب نخوابد در گاهواره ششماهه اصغر
گاهى بروى دست سكينه گاهى برادر
مولا حسين جان مولا حسين جان مولا حسين جان
شب عبادت
امشب شب عشق، صبح اميد است
يك باغ لاله، مزار شهيد است
امشب شب عبادت، فردا روز شهادت
نواى حسينم واحسينا حسين جان
امشب به خيمه، شور و نوائى است
پيچيده هر جا، عطر خدائى است
غوغا در آسمانهاست ، گل نغمه برزبانهاست
نواى حسينم واحسينا حسين جان
زينب يك امشب دارد برادر
فردا ببيند صدلاله پرپر
حسين و جمع ياران، در حال عهد و پيمان
نواى حسينم واحسينا حسين جان
يك امشب اصغر در گاهواره
مادر برويش داردنظاره
فردا شود فدايى - اين هديه خدائى
نواى حسينم واحسينا حسين جان
قاصد ماتم
ذوالجناح او خسته و خونين
چشمه چشمش اشك حورالعين
بدنش همه ياس و شقايق
شده زائر كشته عاشق
حسين حسين حسين حسين مظلوم
گاهى آهسته گه شتابان است
تا حرم آيد گرچه گريان است
رود از دل خسته نوايش
همه ناله و بسته زبانش
حسين حسين حسين حسين مظلوم
يال خونينش قاصد ماتم
در نگاه او صد غم مبهم
حرمى همه در تب وتابش
زده حلقه بدور ركابش
حسين حسين حسين حسين مظلوم
اسب بى صاحب كو پناه ما
در كجا مانده تكيه گاه ما
به سكينه بگو خبرش را
غم غربت تاج سرش را
حسين حسين حسين حسين مظلوم
حسين
امشبى را شه دين در حرمش مهمان است مكن اى صبح، طلوع
صبح فردا، بدنش زير سُم اسبان است مكن اى صبح، طلوع
چه كربلاست ، چه پُر بلاست، سر حسين به نيزه ها
مادر بيا، زخيمه ها، سرحسين به نيزه ها
خونين بدن حسين !حسين ! عريان بدن، حسين! حسين!(36)
***
چهره چون تابان
جان و دلم فداى آن أنا مجنون الحسين
چهره چون ماه حسين أنا مجنون الحسين
وقت نماز مى كند أنا مجنون الحسين
سجده به درگاه حسين أنا مجنون الحسين
عمه بدون يا بدونم عموجان عمو جان
خارا امونى ندارند عموجان عمو جان
اين همه دشمن واسه چى عموجان عمو جان
عموم كه جونى نداره عموجان عمو جان
عمه نيگاه كن چطورى عموجان عمو جان
لحظه شمارى مى كنم عموجان عمو جان
اگه تو مهتلم بدى عموجان عمو جان
عمو رو يارى مى كنم عموجان عمو جان
امام حسين
برادر تشنه لبم ياحسين ياحسين ياحسين
زينب در تاب و تبم ياحسين ياحسين ياحسين
برادرم برادرم ياحسين يا حسين ياحسين (2)
بشنو زبانِ آه و ناله من
خون چكد از گوش سه ساله من
به خيمه هاى تو آتيش كشيدن
با تازيانه به حرم رسيدن
برادرم برادرم ياحسين يا حسين ياحسين (2)
خاك غمت شد به سرم ياحسين ياحسين ياحسين
خيز و ببين خون جگرم ياحسين ياحسين ياحسين
لاله من سرتورا بريدن
تنت ميان خاك و خون كشيدن
جان منى و جان به تن ندارى
به تن كه كهنه پيراهن ندارى
نه آنكه كهنه پيراهن ندارى
بميره خواهرت كفن ندارى
برادرم برادرم ياحسين يا حسين ياحسين (37)(2)
نكن اى صبح طلوع
امشب آسمان مى گريد زهرا در جنان مى گريد
نكن اى صبح طلوع
آن سو سوز افغان آيد
اين سو صوت قرآن آيد
طفلان تشنه و بى تابند
از سوز عطش بى خوابند
صحرا، لبريزه احساس
گرد خيمه ها عباس
سرى كه در هواى ذكر كبريا باشد
چوظهرفردابشود به نيزهاباشد
نكن اى صبح طلوع
ميان گهواره گلى بهانه مى گيرد
در بغل پدر به تير كينه مى ميرد
نكن اى صبح طلوع
خواب است طفلى با خواهش
دست بابا زير سرش
چو عصر فردا بشود غمين و نالان است
فرارى از چنگ عدو در آن بيابان است
نكن اى صبح طلوع
خاك به فرق من كه فرق او دوتاگردد
دودست حيدرى او زتن جدا گردد
نكن اى صبح طلوع
قوت قلب من
شب عاشوراشده ببين دلم غوغا شده
مى دونم برادرم امشب و مهمون منى
من به غمها اسيرم اگر نباشى مىميرم
بيا تا ديرنشده به مدينه سفر كنيم
قوت و اميد اين قلب ودل خون منى
اى همه اميد من برادرم داداش حسين
رو دلم پا نذارى
زينب و تنها نذارى (2)
بيا تا ديرنشده به شهر مون سفر كنيم
اينا وحشى اند داداش از جنگشون حذر كنيم
چلچراغ خونه ام
سرتو بذار روشونه ام (2)
بياد اينجا زينبم باصبر خودكنى
سپربلابشى رقيه مويارى كنى
اى تونور ديده ام خواهر قدخميده ام
سوى قتلگه نيا تيغ به روى مى كشند
زينبم خواهر من
همه جا يارو من
همه جاپيش توام خواهر قدكمون من
روى نى، توطشت زرخواهر مهربون من
يادگار مادرم
توبى كسى هاياورم(2)
بايد كارى بكنى نشكنه شاخه لاله ام
زينبم جون تو رقيه سه ساله ام
منوبى سرمى بينى
يك گل پرپر مى بينى (2)
بعد من دشمن من خدعه و نيرنگ مى زنن
هر كى از راه مى رسه به صورتت سنگ مى زنن
زينب بلا كشم
از تو خجالت مى كشم
سپربلاى من
هميشه مبتلاى من(2)
زينبم وقت نماز شبت منو دعا بكن
هر جا بى قرار شدى فاطمه روصدا بكن
زينب حزين من
خواهر دل غمين من(2)
دشمنا قلب تو رو بعدحسين خون مى كنند
يتيم و بايه سر بريده مهمون مى كنند(39)
كربلاى حسين
كرببلات منو بى خونه كرده
عشقت حسين منو ديوونه كرده
چشمت حسين منو آواره كرده
عشقت حسين منو ديوونه كرده
ديدن شش گوشه ى تو اگه يه روزى پابده
حاجتمو خود خدا برات كربلا بده
چه كربلاست كه از آن بوى سيب مى آيد
هنوز ناله ى شاهى غريب مى آيد
چه كربلاست كزآن بوى گلاب مى آيد
هنوز ناله ى طفل رباب مى آيد
رأست حسين منو بيچاره كرده
امام حسين
اين خيابان نام زيبايش بين الحرمين
يك طرف عشقم اباالفضل، يك طرف آقام حسين
اين خيابان دل ربوده، چونكه در اين سرزمين
يك طرف استاده زهرا، يك طرف ام البنين
جاى جاى اين خيابان، جاى پاى زينب است
پرفضاى اين خيابان از صداى زينب است
امام حسين
يا حسين مى گيم، مى ريم كرببلا
كربلا كجاست كعبه ى دلم
يا حسين فقط حل مشكلم
اين حسين كيه، شاه عالمه
عشق فاطمه، يار ما همه
دلبر منه، سرور منه
ياور منه، ياور منه
كربلا كجاست، سرزمين عشق
كربلا بود جاى شاه عشق
يا رضا مى گيم، مى ريم كربلا(41)
حضرت زينب
اى مادر باوفاى زينب
ازخيمه شنو، صداى زينب
با مرگ حسين روبرو شد
هنگام جدا شدن از او شد
هنگام وداع مارسيده
آن لحظه ى پربلا رسيده
خون است سراسر لباسش
با ما همه كم شده تماسش
عشقت است اباالفضل
بين همه ى عشقاى دنيا
عشق است اباالفضل
نور علوى فاتح دلها
عشق است اباالفضل
ابوفاضل، ابوفاضل، ابوفاضل، اباالفضل مدد...
بر قلعه ى قلبم،علمى،سبزنشاندم
برروى علم سبز زجنس زر اَعلى
عشق است اباالفضل
عشق است اباالفضل
ابوفاضل، ابوفاضل، ابوفاضل، اباالفضل مدد...
تادرصف محشر بنهد پاى ابالفضل
باآمدنش ميرسد اين نغمه زهرجا
عشق است اباالفضل
عشق است اباالفضل
ابوفاضل، ابوفاضل، ابوفاضل، اباالفضل مدد...
برروى دلو قلب محبان اباالفضل
بنوشته چنين باخط خودحضرت زهرا
عشق است اباالفضل
عشق است اباالفضل
ابوفاضل، ابوفاضل، ابوفاضل، اباالفضل مدد...
اى اختران
اى كوفيان آبش دهيد از تشنگى تابش دهيد
لالايى خوابش دهيد
]شش ماهه اصغر على اى پاره حنجر[
من بى زره جنگ آمدم من با دل تنگ آمدم
مهمانى سنگ آمدم
]شش ماهه اصغر على اى پاره حنجر[
خون گلو شد قوت تو گهواره شد تابوت تو
اهل حرم مبهوت تو
]شش ماهه اصغر على اى پاره حنجر[
اى كودك خاموش من شد مقتلت آغوش من
از چه شدى مدهوش من
]شش ماهه اصغر على اى پاره حنجر[
از خيمه خارج مى شوى صيد خوارج مى شوى
باب الحوائج مى شوى
]شش ماهه اصغر على اى پاره حنجر[
كشته مرا لبخند تو پرخون شده قنداق تو
عالم شده پابند تو
]باب الحوائج على باب الحوائج[
از تو خجالت مى كشم تير از گلويت مى كشم
آخر خودم رامى كشم
مادر بميره على ماتم نگيره
گوش كنيد اى اهل عالم
درس ماها درس عشقه
روى قلبامون نوشتيم
يارمون شاه دمشقه
توى اين دنياى پرغم
جرم ما فقط همينه
كه خداى عشق ماها
پسرام البنينه
ابوفاضل يا اباالفضل
مه جبينه مهربونه
ابروهاش مثل كمونه
هركسى اونو ببينه
ديگه عاقل نمى مونه
روى گونه ى قشنگش
نقش نقطه ى يه خاله
ببينيش مى شى گرفتار
آرزوت فقط وصاله
نعره هايش مثل عليه
وقتى كه رجزمى خونه
ولى رفته آب بياره
تا كسى تشنه نمونه
روى پيشونيش ستاره
كه قد رشيدى داره
ببينيد اى اهل عالم
اهل گريه، اهل درديم
درسمون فقط همينه
دور آقامون بگرديم
خوشگلى و مه جبينى
مايه ى فخر زمينى
پهلوون پهلوونا
پسر ام البنينى(42)
محراب دل
اى آنكه محراب دلم
باشد خم ابروى تو
اى آنكه خورشيد جهان
شد مثل ماه روى تو
حور و ملك سرگشته ى
آشفتگى موى تو
پاى ادب مجروح شد
در جستجوى كوى تو(43)
خورشيد كاروان
اى گلعذار زينب
نيزه سوار زينب
خورشيد كاروانم
اى نور ديدگانم
هلال شام غربت
بنگر قدكمانم
منم، غريب وتنها
منم اسيراعلا(44)
واغربتا! حُسينا!(45)
برنيزه مى درخشى
جان بر دلم ببخشى
تو آيه هاى نورى
تو حجّت ظهورى
در ابر غم نهان از
خاكستر تنورى
نخل غم زد شكوفه
گشتم اسير كوفه
قرآن بخوان حسينم
پيشم بمان حسينم
كينه شده چه رايج
ما كجا و خوارج
ما كه به كوفه بوديم
اصل و باب الحوائج
اى مهرتابان بر سِنان
قرآن بخون قرآن بخون
دورى مكن از محملم
پيشم بمان، پيشم بمان
در پيش روى كاروان
قرآن بخوان، قرآن بخوان
تنها نه محمل مى برى
از كاروان دل مى برى
هم دل ببر هم جان ستان
قرآن بخوان قرآن بخوان
تو رهنماى قافله
من در ميان سلسله
ابالفضل
يه عمر يه دلم مى خواد
پا بذارم تو كربلا
بسته دلم بارسفر
به قصد دشت نينوا
به دل مى گم غصه نخور
رقيه ويزاشو مى ده
قسم به اون خدا خودش
برگ جواز شو مى ده
مىگم گذرنامه ى من
قلب پراز خون منه
توشه ى من تواين سفر
سينه ى مجنون منه
من تو سفارتخونه ى
رقيه هم آشنادارم
بزار بگم سر روپاى
على اكبر مى زارم
گمرك مرز خسروى
دروازه ى جنون من
تمام خاك خسروى
تشنه ى اشك و خون من
اززبون امام زمان
عمه جان يازينب، يازينب، يازينب
عمه جان يه روز مى يام با ذوالفقارم به خدا
مى گيرم انتقام از دشمناى كرب و بلا
عمه جان خيلى دلم مى خواست تو كربلا باشم
با حسين تو قتلگاه با تو تو خيمه ها باشم
عمه جان اگه بودم ياور و دلبرت بودم
ياور بى كسى و تنها برادرت بودم
عمه جان اگه بودم بى كسى احساس نمى شد
جدا از تن دست عمو عباس نمى شد
عمه جان اگه بودم بى كسى ديده نمى شد
اگه بودم سرى از قفا بريده نمى شد
عمه جان اگه بودم سرى رونى نمىنشست
ساقى شقايقى زير لگد نمى شكست
عمه جان اگه بودم، هيچ كس سيلى نمى خورد
به رخ هيچ گل ياسى رنگ نيلى نمى خورد
عمه جان اگه بودم هيچ كس جرأت نمى كرد
تو رو سيلى بزنه هيچ كس جسارت نمى كرد
عمه جان اگه بودم، خيمه ها غارت نمى شد
سهم توازكربلا بار اسارت نمى شد
عمه جان هر شب تو رو تو خلوتم يادمى كنم
يه روزى با انتقام دل تو روشادمى كنم
يااباعبداللَّه الحسين
به جان هر كس دوست دارى يابن الزهرا يا حسين
دوستْ دارم دوستْ دارم يابن الزهرا يا حسين
از وقتى كه يادم مياد يابن الزهرا يا حسين
فقط نمك گير توام يابن الزهرا يا حسين
اگه بدم يا كه خوبم يابن الزهرا يا حسين
بخواى نخواى گيرتوام يابن الزهرا يا حسين
بچه بودم كه مادرم يابن الزهرا يا حسين
حرز تو گردنم مى كرد يابن الزهرا يا حسين
وقتى محرم مى اومد يابن الزهرا يا حسين
پيرنْ سيا تنم مىكرد يابن الزهرا يا حسين
تواين ديار ناخوشى يابن الزهرا يا حسين
فقط تويى دلخوشى ام يابن الزهرا يا حسين
آخر و عاقبت حسين يابن الزهرا يا حسين
زداغِ خود مى كُشيم يابن الزهرا يا حسين
بچه بودم جوون بودم يابن الزهرا يا حسين
از وقتى كه يادم مى ياد يابن الزهرا يا حسين
من سرسفرتون بودم يابن الزهرا يا حسين
اگه كه لايق نبودم يابن الزهرا يا حسين
ولى پَسندمْ كرده اى يابن الزهرا يا حسين
هر بار خوردهام زمين يابن الزهرا يا حسين
تو خود بلندم كردهاى يابن الزهرا يا حسين
تو سيد اهل بهشت يابن الزهرا يا حسين
تو افتخار آدمى يابن الزهرا يا حسين
فقط نه پادشاه من يابن الزهرا يا حسين
تو پادشاه عالمى يابن الزهرا يا حسين
مستِ توام مست توام يابن الزهرا يا حسين(48)
حسين
ترانه اى كه دل مى بره، صداى يا حسين
خدا ميدونه، خدا ميدونه (2) بهشت من حسينه
جهنم كارى باهاش نداره، دلى كه با حسين
حسابم با حسين حسين كتابم با حسين حسين
سؤال از من )چه مى پرسى( (2) جوابم )باحسين((2)
من از حسين دم مىزنم آتش به عالم مىزنم
عشق حسين يارمنه، ديوونگى كارمنه
منم گرفتار حسين، حسين خرايدار منه
هر چى باشه غيرحسين، خاردل آزار منه
خدا آفريد منو، فقط براديوونگى
گل باغ بهار من، نگار گل عذار من
صفاى روزگار من، خدا ميدونه حسين، همه دار وندار من
همه بود ونبود من همه هستى من، خدا ميدونه حسين
شفاى من حسين، دواى من حسين
وجود ما بهايى داره، بهاى ما حسين
انيس من دل ودلبر من خدا ميدونه حسين
گل زيباى پرپر من مِى ساقى و ساغر من
به باغ دل صنوبر من خدا ميدونه حسين
حبيب من حسين، طبيب من حسين
دل هر كى نصيبى داره، نصيب من حسين
سرشت من وجود من همه تاروپود من
همه بود ونبود من، ركوع من سجود من
خدا ميدونه حسين خدا ميدونه حسين
نماز من حسين، نياز من حسين
خدا ميدونه كه دلبر دل، نواز من حسين
مناجات با امام حسين
من يكى از ذاكرين خامس آل عبايم
ذاكر آزاده ى ارباب با مهر ووفايم
افتخار اين بس مرا مدح و ثناخوان حسينم
افتخار اين بس مرا مرغ خوش الحان حسينم
افتخار اين بس مرا اندر سرخوان حسينم
افتخار اين بس گداى درب احسان حسينم
من كجا ونوكرى درگه فرزند زهرا
من كجا و آن لياقت بندگى از بهر مولا
من كجا وآن حريم بهتر از عرش معلا
يا حسين گوشه چشمى عنايت شه نمايد گرگدا را
آه واويلا زدست فرقه ى بى شرم كافر
گشت مولايم حسين در كربلا بى ياروياور
روز عاشورا نه اكبر ماند از بهرش نه اصغر
بانگم هل من ناصرش هم بر كس نامد مؤثر
هر چه زد فرياد اى مردم عزيز مصطفايم
من حسينم من حسينم نورچشم مرتضايم»شاكرى«
يا حسين در وقت جان دادن بيا برديدن من
زآنكه عمرى بوده بهر تو فغان و ناله هايم
مناجات با امام حسين
اى غمت دردودوايم ياحسين
گردى ازكويت شفايم ياحسين
اى به سوى تو نيازم ياحسين
خاك تو مُهر نمازم ياحسين
من به عشقت مبتلايم ياحسين
دردمند بى نوايم ياحسين
اى تو خورشيد حياتم ياحسين
دستگيرم در مماتم ياحسين
اى صفاى قلب زارم ياحسين
اى به محشر غمگسارم ياحسين
اى شفيع ما گدايان ياحسين
شمع بزم بى نوايانياحسين
اى مِىِ عشق تو مستم ياحسين
مستحق مستمندم ياحسين
عالمى غرق عزايت ياحسين
كربلا باشد مِنايم ياحسين
من گدا ودرد مندت ياحسين
دلغمين و مستمندم ياحسين
امام حسين
من عاشق روى توأم
من ساكن كوى توأم
افتاده ام در دامت
شكار ابروى توأم
از كودكى يه خاطره دارم- حسين
اومدى و كردى گرفتارم-حسين
تموم عالم مى دونن عباس-حسين
تنها توهستى يارودلدارم-حسين
منم سرمست تو)مولا( دلم پابست تو )مولا(
تمام هستىام)مولا( فداى دست تو)مولا(
ابوفاضل مدد (4)
اى پسر ام البنين
اى اختر روى زمين
اى ماه هاشمى نسب
اى مهر تو حبل المتين
آقا بيا مشكل گشاى كن )مولا
امشب منوكرب و بلايى كن )مولا(
اى عاشق پرشور و احساس )مولا(
حيدر دشت كربلا عباس )مولا(
ابوفاضل مدد (4)
امام حسين
تا اسمتو مى خونم، مى شم مست وديوونه
بى بى زينب نگاه كن، به عشق تواسيرم
براى غربت تو، الهى كه بميرم
همه عالم مى دونن، تو خداوند عشقى
دلداه ى حسينى، غريبه ى دمشقى
به مهر خود طبيبم، منوسرزنده ام كن
تو شاهى واميرى، غلام و بنده ام كن
دلم مى گه يه روزى، حاجتمو مى گيرم
مى آم كنار خاكت جون مى دم ومى ميرم
مى خوام هستى نباشه، اگه زينب نباشه
مى و مستى نباشه، اگه زينب نباشه
اگه منو نخواهى، اين ديوونه مى ميره
تا اسمتو مى آرم، دلم شفا مى گيره
به آسمون قلبم، تويى ماه و ستاره
نباشه اون كسى كه، به دل مهرت نداره
به وادى محبت، گداى دوره گردم
بذار بى بى هميشه، دور سرت بگردم
ارباب حسين
عشقت حسين، )منوآواره كرده «3»)
كرب و بلات )منوبيچاره كرده«3»)
ارباب حسين ،مهربون سرجدا
منو ببر جونِ زينب كربلا عشقت حسين...
از عشق تو، )ببين پراز احساسم «3»
ويرونه ى،)علقمه ى عباسم «3»)
مولا منو، عاشق احساس كن
قلب منو، حضرت عباسى كن عشقت حسين...
عمريه من، )به عشق تواسيرم «3»)
من بندهام )تويى، شاه و اميرم «3»)
تو مجلست، ببين جوش و خروشم
برات آقا، لباس سياه ميپوشم عشقت حسين...
مددنما، )خوشگل و مه جبينم «3»)
يه بارديگه )كربلاتُ ببينم «3»)
بيام اونجا منو غرق گل ياس كنى
اين خسته رو غلام عباس كنى عشقت حسين...
غيراز شما، )كمى رومن ندارم «3»)
)مهيا كن تو دارم «3»)
ارباب حسين، موقع مرگ و زارى
سايه تواز، سرمن برندارى عشقت حسين...
اشكم مياد ،)به عشقت دونه دونه «3»)
ميگم حسين ،)تا نفسى به جونه«3»)
من تشنه ايون كربلاشم
من رو نخو او نمى خوام زنده باشم عشقت حسين...
امام حسين
نقش گل در سينه ها يعنى حسين
جلوه شمش و صفى يعنى حسين
يك جهان عشق و اميد واقتدار
عزت و لطف و عطا يعنى حسين
گفتمش عاشق كه استاد تو كيست
گفت شاه كربلا يعنى حسين
درس ايمان و شهادت مى دهد
بهترين استاد ما يعنى حسين
سعى خود بين صفا و مروه كن
مروه است حيدر- صفا يعنى حسين
با غريب كربلا دل آشناست
با غريبان آشنا يعنى حسين
اكبرش بر خاك و اصغر غرق خون
راضى حكم قضا يعنى حسين
بر زمين علقمه از روى خاك
گر شنيدى يا اخا يعنى حسين
خادم كرببلا اينگونه گفت
يك جهان عشق واخا يعنى حسين
كربلا يعنى....
كربلا يعنى كه كوثرخون شده
زين سببليلاى دل مجنون شده
كربلا يعنى كه قرآن بازشد
عشق با آيينه ها دمسازشد
كربلا يعنى عقبى را بديد
نعره انا فتحنا سركشيد
كربلا يعنى بهار دين خزان
زين خزان دين خداشد جاودان
كربلا يعنى كه دين مصطفى
لا فتى باردگر بر مرتضى
كربلا يعنى شهادت را دليل
بر سر نى صوت قرآن جلى
كربلا يعنى كه عيسى بر صليب
بر سر نى رأس سلطان غريب
كربلا يعنى كه دگر
جاى موسى قدرت احمد نگر
كربلا يعنى كه ميلاد ملك
حسرت يك عمر از بهر فدك
يا حسين
خالق عشق و محبت ياحسين
اى قتيل دشت غريب ياحسين
اى گل صحرانورد فاطمه
اى صفاى آل عصمت ياحسين
اى كه جانت سوخت از لبتشنگى
اى فداى كام خشكت ياحسين
آنقدر سوز عطش بالاگرفت
تا كه شدبى نور چشمت ياحسين
تشنه ام تشنه ترم كن برغمت
يا بميرم يا شهادت يا حسين
يك شبه راه مرا كوتاه كن
با نگاهى از محبت ياحسين
دوست دارم پيشت آيم لحظه اى
تا نمايم با تو محبت يا حسين
اى غريب جاودانه ياحسين
دل تو را كرده بهانه ياحسين
اى كه موى خاكى طفل تو را
مى كند جبرئيل شانه ياحسين
حق طفلان غريب و خسته ات
راه ده ما را به خانه يا حسين
كن دل مارا به جان اصغرت
بهر عشقت آشيانه ياحسين
مزد اين نوكر فقط لبخند توست
خسته ام از اين زمانه ياحسين
آن ورز كه آهنگ سفر داشت حسين
از راز شهادتش خبر داشت حسين
اين بود سفينة النجاة و همره
هفتاد ودو واژه در نظر داشت حسين (50)
آخرين وداع سيدالشهدا
خداحافظ اى خواهر مهربانم
خدا حافظ اى حامى كودكانم
خداحافظ اى يار و همسنگر من
خداحافظ اى قهرمان خواهرِمن
خداحافظ اى زينب قد خميده
برو روز درد و جدائى رسيده
خداحافظ اى كودكان حزينم
پس از اين دگر من شما را نبينم
خداحافظ اى لاله هاى حسينى
خداحافظ اى خيمه هاى حسينى
خداحافظ اى سوز و ساز شب من
مناجات و حال نماز شب من
خداحافظ اى يار بيمار زينب
پناه يتيمان ودلدار زينب
خداحافظ اى خيمه اكبر من
گل پرپر اى شيرخوار اصغر من
خداحافظ اى اكبر نوجوانم
بخون خفته قاسم گل ارغوانم
خداحافظ اى دشت پرياس ولاله
مدارا كن امشب تو با اين سه ساله
خداحافظ اىدختر بى قرينه
كن گريه پيش دوچشم سكينه
خداحافظ اى خاك پردُرّ و گوهر
نظركن براحوال»شيدا«ى مضطر
سلام بر حسين
السلام اى تشنه كام كربلا
السلام اى نور چشم مصطفى
السلام اى جان و سر را باخته
تا به سر حدّ شهادت تاخته
السلام اى آنكه خود ثارالهى
اى به عالم داده نور و آگهى
السلام اى معنى ذبح عظيم
برده قربانى به درگاه كريم
السلام اى عشق را ايجادگر
عشق را نام تو شد آبادگر
السلام اى كرده اكبر را فدا
در عطش نوشى به درگاه خدا
السلام اى برده روى دست خود
اصغر آن شيرين گل سرمست خود
السلام اى آنكه سقّايت زدست
رفت وبااين رفتنش پشتت شكست
السلام اى آنكه قاسم داده اى
تاابد الگوى هر آزاده اى
السلام اى آنكه عبدا... را
داده اى بر سينه ى غمديده جا
السلام اى مسلمت در بى كسى
خون دلها خورده در غربت بسى
السلام اى آنكه عون و جعفرت
جان و سردادند يك يك در برت
السلام اى حر و عابسيار تو
چون حبيب از عشق در گزار تو
السلام اى دخترانت از جفا
خورده سيلى در ميان كوچه ها
السلام اى آنكه زين العابدين
در اسارت رفته بهر حفظ دين
السلام اى زينب تو بسته دست
چوبه ى محمل سرنازش شكست
السلام اى لعل لب هايت كبود
روى نيزه لب به قرآن مى گشود
السلام اى تشنه كام كربلا
السلام اى كشته ى راه خدا
جان زهرا مادرت، جان بتول
حقِّ بابايت على حقّ رسول
كن شفاعت دسته ى سينه زنان
كن شفاعت عاشقان و شيعيان
كن نظر بر حال»منصور« غمين
بر جميع مسلمين و مؤمنين
ما به تو چشم عنايت بسته ايم
ما كه از داغ غمت بشكسته ايم
امام حسين
هر كى مى يآد پيشم مى گه، داره مى ره كرب و بلا
داره مى ره پيش آقام، مىره به سوى نينوا
مى گه دارم مى رم سفر، دعا بكن مسافرم
چيزى مى خواى بهم بگو، برات از اونجا بيارم
از هجر كربلات آقا، ديگه دارم دق مى كنم
اگه بذارى من بيام، دلم رو عاشق مى كنم
حالا كه دست روزگار، به صورتم سيلى زده
جواب زشتى منو، آقا تو با بدى نده
از هجر كربلاى تو، موهام داره سفيد مى شه
ديگه داره از اومدن، خسته ونااميده مىشه
بگو به من تا كِى آقا، در انتظارت بشينم
تاكى دلم رو خوش كنم، عكس حرم رو ببينم
نديدن صحن و سرات، بدتر از اين غم نمى شه
ببر منو كرب و بلات، چيزى ازت كم نمى شه
نگه بكن به خسته دل، داره التماس مى كنه
دلش هر لحظه هوس، حرم عباس مى كنه
توروقسم به كى بگم، به مادرت يا به حسين؟
تورو به جون زينبت، روى منو زمين نزن
گره كارِ من فقط، بادستاى تو وامى شه
اگه شما بخواى آقا، نصيبم كربلا مى شه
***
آرزوى كربلا
آنقدر بدم آقا كرب و بلات رام نمى دى
بس كه دورم از شما، بين خوبات جام نمى دى
منم آرزو دارم، كرب و بلات و ببينم
بيام بين الحرمين، روخاك صحنت بشينم
اميرم، نبينم، كربلات من مى ميرم
شير اين صحرايم
روز عاشورا، روز شهادت روز قيام است واستقامت
روز وداع ياران - ياروز عيدقربان
واويلا - حسينم واحسينا - يا زهرا
روزى كه گلها در خون طپيدند تاارجعى را از حق شنيدند
روز عروج تكبير- در جنگ خون و شمشير
واويلا - حسينم واحسينا - يا زهرا
روز كه زينب شد بى برادر ياد آور از مظلومه مادر
مهلاً مهلا بگويد - تا حنجرش ببوسد
واويلا - حسينم واحسينا - يا زهرا
روزيكه ماه و خورشيد زهرا گردد سرنى صحرا به صحرا
هفتاد و دوستاره - افتاد پاره پاره
واويلا - حسينم واحسينا - يا زهرا
مست بو
زدى بين خون پيش من بال و پر تنت برزمين مانده خاكم به سر
به خاكت كشيدند - سرت را بريدند
عزيز دلم
هم پيكرت گرچه بوسيدنى است چه سازم اخا جاى يكب وسه نيست
شوم مست بويت - ببوسم گلويت
عزيز دلم
نه معجر كه تاجاى پيراهنت كنم سايه بانى زخم تنت
دعا كن بميرم - عزايت نگيرم
عزيز دلم
كفن پوشان
گلهاى رسول اللَّه در خيمه همه جمعند
امشب همه ياران پروانه يك شمعند
آمد شب عاشورا - يا فاطمة الزهرا
اى كرب و بلا ياران امشب به تو مهمانند
خشكيده لبند امامست از مى جانانند
آمد شب عاشورا - يا فاطمة الزهرا
امشب تو مدارا كن با آل بنى هاشم
از سوز عطش بنگر افتاده ز پاقاسم
آمد شب عاشورا - يا فاطمة الزهرا
از آه كفن پوشان گردون همه نيلى شد
روى همه طفلان آماده سيلى شد
آمد شب عاشورا - يا فاطمة الزهرا
حاجت روا
كليم اگردعاكند، بى تو دعا نمى شود
مسيح اگر دوا دهد، بى تو دوا نمى شود
اگر جدايى افتد ميان جسم وجان من
قسم به جان تودلم، از تو جدا نمى شود
گريه اگر كنم همى، بهر تو گريه مى كنم
ورنه زديده ام عبث اشك رها نمى شود
گِرد حرم دويده ام، صفا ومروه ديده ام
هيچ كجا براى من كرب وبلا نمى شود
كسى كه گشتِ گرد تو، گرد گنه نمى رود
پيرو خط كربلا، اهل خطا نمى شود
عمر گذشت و وانشد، راه زيارتت بر من
حاجت اين شكسته دل، چرا روا نمى شود
جز سرغرقه خون تو كه شد چراغ قافله
رأس بريده بر كسى، راهنما نمى شود
اى بدن تو غرقه خون ، وى سروروت لاله گون
با چه خضاب كرده اى، خون كه حنانمى شود
كرببلا و كوفه شد، سخت به عترتت ولى
هيچ كجا به سختى، شام بلا نمى شود
چوب به دست قاتلت سوخت و گفت اين سخن
جاى سربرده در، طشت طلا نمى شود
سوز درون ميثمت، بوده شرارى از غمت
ورنه ز شعرش اين، شور به پا نمى شود
شب عاشقان
شب جانبازى مجاهدان امشب است شب پايان عمرعاشقان امشب است
همگى در نماز گرم راز و نياز اللَّه اللَّه حسين ثاراللَّه
دسته گلهاى سرخ خاتم مرسلين صبح فردا شوند پَرپَر به روى زمين
شوداز خونشان لاله گون رويشان اللَّه اللَّه حسين ثاراللَّه
من على اكبرم پور امير حجاز مى شوم كشته تازنده بماند نماز
من گل پرپرم اكبرم اكبرم اللَّه اللَّه حسين ثاراللَّه
اى برادر به قربان دو چشم ترت سرمن گشته روى دامن مادرت
مى كنم جان فدا بهر دين خدااللَّه اللَّه حسين ثاراللَّه
گلهاى زهرا
گلهاى زهرا گرديده پرپر
جسم شهيدان در خون شناور
آه واويلا يا رسول اللَّه
حسين ثاراللَّه حسين ثاراللَّه
دست علمدار از تن جدا شد
در راه قرآن جانش فدا شد
آه واويلا يا رسول اللَّه
حسين ثاراللَّه حسين ثاراللَّه
فرزند ليلا فرقش شكسته
بابا كنار نعشش نشسته
آه واويلا يا رسول اللَّه
حسين ثاراللَّه حسين ثاراللَّه
در كربلا غوغاى محشر
بى كس ويار آل پيمبر
آه واويلا يا رسول اللَّه
حسين ثاراللَّه حسين ثاراللَّه
سالار زينب اى روح ايمان
از چه فتاده بى كس و عريان
آه واويلا يا رسول اللَّه
حسين ثاراللَّه حسين ثاراللَّه
افتاده قاسم بر روى ميدان
برس به دادم عمو حسين جان
آه واويلا يا رسول اللَّه
حسين ثاراللَّه حسين ثاراللَّه
تاسوعا
ناله از سينه برآمد كه شده تاسوعا گشته در علقمه غوغاى قيامت برپا
يا ابالفضل مدد (2)
پرچم از دست علمدار حسين افتاده بردل اهل حرم شيون و شين افتاده
يا ابالفضل مدد (2)
در صف علقمه يك لاله به خون غلتيده
فاطمه گشته ز غم اشك فشان از ديده
يا ابالفضل مدد (2)
اصغر اى بلبل شيرين سخنم لب واكن فكرتنهايى و آزادگى بابا كن
يا ابالفضل مدد (2)
با چه روئى به سوى خيمه، على برگردم
روزها را به هواى تو پسر سركردم
يا ابالفضل مدد (2)
ناله كن اى دل غمديده كه شد عاشورا مى وزد بوى غم از خيمه آل طاها
يا ابالفضل مدد (2)
سوى ميدان مى رود نور دو چشم زهرا ناله از سينه كند زينب آه و واويلا
يا ابالفضل مدد (2)
يااخا صبر نما تا كه ببوسم رويت جان كنم هديه نثار قدم دلجويت
نغمه ماتم
مى زند ناله زدل عاشورا يادگلگون كفنان زهرا
»ياحسين يا مولا« (3)
شد خزان گلشن عاشورايى كربلا گشته بپا غوغايى
قتلگه مى كشد از غم فرياد كى رود داغ شهيدان از ياد
مى زند نال زدل عاشورا
ياد گلگون كفنان زهرا
»ياحسين يا مولا« (3)
كربلا نغمه ماتم دارد نينوا ناى پر از غم دارد
علقمه شور دگر در سينه كرده برپا زغم ديرينه
دل كند خيمه ماتم بر پا
يادگلگون كفنان زهرا
»ياحسين يا مولا« (3)
روز عاشورِ محرّم آمد موج غم در دل عالم آمد
در دلِ امّت عاشورايى زنده شد نهضت عاشورايى
گشته ذكر لب ماواويلا
يادگلگون كفنان زهرا
»ياحسين يا مولا« (3)
شب عاشورا
امشب انصارا...شب زنده دارند
فردا در ره حق جان مى سپارند
امشب عبادت فردا شهادت اللَّه اللَّه ،اللَّه اكبر
***
امشب از تشنگى گريانربابتاست
فردا درموج خون اصغربه خواب است
امشب عبادت فردا شهادت اللَّه اللَّه ،اللَّه اكبر
***
امشب دريا روان از چشم سقايت
فردا درعلقمه مهمان زهراست
امشب عبادت فردا شهادت اللَّه اللَّه ،اللَّه اكبر
***
امشب آيد به گوش قرآن اكبر
فردا ليلا زند بر سينه و سر
امشب عبادت فردا شهادت اللَّه اللَّه ،اللَّه اكبر
***
امشب محشر به پا در عالمين است
فردا از تن جدا رأس حسين است
امشب عبادت فردا شهادت اللَّه اللَّه ،اللَّه اكبر
***
امشب عطشان بودماه مدينه
فردا داغ پدر دارد به سينه
امشب عبادت فردا شهادت اللَّه اللَّه ،اللَّه اكبر
***
شقايق زهرا
امشب شب هفت شقايقهاى زهراست
زينب پريشان از غم هجران مولاست
اين ذكر طفلانش بُود با چشم گريان
جانم حسين جانم حسين جانم حسين جان
دارد به جَنّت بزم غم زهراى اطهر
گريد زداغ لاله هاى سرخ پرپر
اين ناله دارد فاطمه با قلب سوزان
جانم حسين جانم حسين جانم حسين جان
در هفتمين روز فراق روى دلدار
زينب عزادارى كند با چشم خونبار
بيند سرت را بر سنان اى ماه تابان
جانم حسين جانم حسين جانم حسين جان
طفل سه ساله بى قرار از هجر بابا
با اشك وناله بزم ماتم كرده بر پا
تا بشنود از رأس تو آواى قرآن
جانم حسين جانم حسين جانم حسين جان
عاشورا، شهادت امام حسين (ع) و يارانش در سال 61 هجرى قمرى
1) نماز: چند نماز براى اين شب درروايات وارد شده است كه يكى از آنها چنين است: چهار ركعت نماز كه در هر ركعت بعد از سوره حمد، پنجاه بار سوره اخلاص خوانده مى شود. پس از پايان نيز هفتاد بار ذكر زير خوانده مى شود:
سُبحانَ اللَّهِ وَالْحَمدُللَّهِ وَلااِلهَ اللَّهُ وَاللَّهُ اَكبرُ وَ لاحَوْلَ وَ لاقُوَةَ الاَبِاللَّهَ الْعَلىِ اْلعَظيم.
2) احياء اين شب كنار قبر امام حسين 3)دعا و نيايش
روز
1)عزادارى: از امام رضا(ع) نقل شده است »هركه كارو كوشش را در اين روز، رها كند خداوند خواسته هايش را برآورد؛ و كسى كه آن را با خون و اندوه سپرى كند، خداوند قيامت را روز خوشحالى او قرار مى دهد.(16)
2) زيارت امام حسين (ع)(17)
3)روزه گرفتن در اين روز كراهت دارد: ولى بهتر است بدون قصد روزه تابعد از نماز عصر از خوردن و آشاميدن خودارى شود.(0(18
4) آب دادن به زائران امام حسين(ع)(19)
5) هزار مرتبه خواندن سوره اخلاص (20)
6)خواندن زيارت عاشورا(21)
7)هزار مرتبه گفتن )اللّهُمَّ الْعَنْ قَتَلَة الْحُسَين((22)
روز دهم محرم
عاشورا و شجاعت امام (ع)
شجاعت امام به حدى بوده است كه شجاعان عالم بايد در برابرش سرفرود آورند چون امام حسين(ع) در شرايط سختى بوده 1-عطش شديد و كشنده 2- هواى سوزان و داغ 3-دشمن سنگدل 4-داغها و مصيبتهاى پرسوز عزيزان و ياران 5-زخمهايى كه بر بدن داشت 6-اسارت بعدى خاندان محترم با تنهايى 7-غربت و... همه اينها داشتن اين روحيه عظيم و بزرگ قابل بحث و فكر است.(23)
امام حسين(ع) جنگ سختى با دشمن كرد، تشنگى بسيار شديد براو مسلط شد تصميم گرفت به طرف آب فرات برود، سوار بر اسب رهسپار فرات شد، به قلب لشگر چهار هزار نفرى )كه نگهبان آب فرات بودند حمله كرد، لشگر را از دو طرف پراكنده كرد. و خود را به آب رسانيد وقتى امام دست به طرف آب دراز كرد تا كفى از آب بردارد و بنوشد، شخصى از سپاه دشمن فرياد زد، اى حسين تو آب خوش مى نوشى با اينكه سپاه به سوى خيمه ها رفتند و حرمت حرم تو را هتك نمودند؟ و خيمه ها را آتش زدند، غيرت آن حضرت به جوش آمد و آب را ريخت و با سرعت به سوى خيمه بازگشت ولى دريافت كه كسى به خيمه حمله نكرده است و دشمن با اين حيله خواست حسين آب ننوشد(24)
در جنگ تن به تن امام حسين تعداد زيادى از سران لشگر و مردان جنگى را كشت يا مجروح كرد و در اينجا بود كه سپاه از هر سو به او حمله كرد و بدن امام را تيرباران كردند و امام باقر )ع( فرمود: بدن امام سيصدوبيست و چند زخم داشت از طر ف قسمت جلو چون آقا پشت به دشمن نمى كردند.(25)
مصيبت روز عاشورا روضه وداع
از امام پنجم(ع) روايت شده كه چون حسين(ع) ديد هفتاد و دوتن ياران و خاندانش به روى خاك افتاده اند، به خيمه اهل حرم رو كرد و فرياد كشيد اى سكينه و فاطمه و ام كلثوم، (عليكن منى السلام) سكينه فرمود:
اى پدرجان، تسليم مرگ شدى؟ فرمود: كسى كه ياروياورى ندارد چگونه تسليم مرگ نشود؟ گفت پدرجان، ما را به حرم جدمان برگردان فرمود: هيهات، زنان حرم شيون كردند و امام حسين (ع) آنها را آرام كرد و در همين مقتل روبه امّ كلثوم كرد و فرمود: تو را به نيك رفتارى سفارش. من به ميدان مى روم در اين حال سكينه(س) شيونكنان پيش حسين آمد، حسين(ع) او را بسيار دوست مى داشت، او را به سينه چسبانيد و اشكهايش را پاك كرد و او را دلدارى داد.(26)
نگاهى به جنگ امام حسين با دشمن
امام حسين ع يكه و تنها به ميدان آمد و دشمن را به جنگ دعوت كرد، هركس كه به ميدان او مى آمد، طول نمى كشيد كه به دست او به خاك هلاكت مى افتاد. بدين صورت امام به جمعيتى بسيار از دشمن حمله كرد در حالى كه چنين رجز مى خواندند (كشته شدن بهتر از رسوا شدن بر ننگ است) و شكست ظاهرى دنيا بهتر از ورود به آتش دوزخ است، و خداوند در هر حال پناه من است و حسين بن على)ع( هستم، سوگند ياد كرده ام كه در برابر ظالمين سرفرود نياورم، از پيوستگان به پدرم حمايت مى كنم، و در راستاى دين پيامبر اسلام گام مى نهم.(27)
روضه شهادت امام حسين
شمر به سپاه خود خطاب كرد و فرياد زد همه متوجه حسين (ع) شويد كار او را تمام كنيد. سپاه دشمن به امام حمله كردند، آن حضرت همچنان مى جنگيد تا اينكه بدنش پراز زخم شد سرانجام ظالمى به نام »صالح بن وهب« پيش آمد آن چنان بر ناحيه ران آن حضرت ضربه زد، كه آن مظلوم از پشت اسب به زمين افتاد، طرف راست صورتش به زمين برخورد كرد، سپس در همين حال برخاست و به جنگ ادامه داد. و لحظات آخر عمر امام حسين(ع) زينب (س) از خيمه بيرون آمد در حالى كه فرياد مى زد كاش آسمان برروى زمين ويران مى شدى و اى كاش كوهها از هم مى پاشيدندو به بيابانها مى ريختند آنگاه به امام حسين(ع) نزديك شد، امام درحال جان كندن بود، زينب (س) صدا زد: اى عمر آيا اباعبداللَّه، كشته مى شود و تو مى نگرى؟
اين سخن زينب (س) را نداد و از او روى برگرداند. زينب (س) صدازد:
آيا ميان شما يك نفر مسلمان نيست، امام از زمين برخاست ومانند شير شجاع به دشمن حمله كرد و فرمود: »آيا شما بر قتل من اجتماع كرده ايد، به خدا بعد از من بنده اى از بندگان خدا رانخواهيد كشت، خداوند بخاطر كشتن من بر شما غضب مى كند...«.
سوگند به خدا هر گاه مرا كشتيد خداوند خودتان را به جان خودتان مى افكند و خون همديگر را مى ريزيد سرانجام دستخوش عذاب سخت الهى خواهيد شد اين قدر جنگيد تا هفتادو دو زخم بر بدنش وارد آمد.(28)
»روضه شهادت امام حسين
امام كنار آمد تا اندكى استراحت كند، در كنار ايستاده بود، ناگاه سنگى از جانب دشمن آمد و به پيشانى آن حضرت خورد و خون جارى شد، دامنش را بلند كرد تا خون پيشانيش را پاك كند، و در اين هنگام تيرى سه شعبه زهرآلود آمد وبه سينه آن حضرت اصابت فرمود: بِسمِ اللَّه وَ بِاللَّهِ وَ عَلى مِلَةِ رسولِ اللَّه
سپس سرش را به طر ف آسمان بلند كرد و گفت »خدايا تو مىدانى مردى را مىكشند كه در روى زمين پسر پيغمبرى غيراونيست«.
آنگاه آن تيررا گرفت واز پشت بيرون آورد و خون جارى شد.
دراين هنگام ضعف بر بدن آقا مسلط شد، سپاه دشمن دست از جنگ كشيدو مدت طولانى از اين جريان گذشت و كسى جرأت نمىكرد آخرين ضربه را بزند با فرياد شمر لعين دشمنان بىرحم به آن امام غريب حمله كردند و ضربات پى درپى شمشير و تيروسنان و نيزه محاسنش پرخون شد و فرمود اينگونه كه به خونم رنگين شده ام و حقم غصب شده با خدا ملاقات مىكنم. هلال بن نافع كه از سربازان دشمن بودمى گويد نگاه به قتلگاه كردم ديدم حسين(ع)به خود مى پيچيد و درحال جان دادن است. درخشندگى چهره و زيبايى قامت او مرا از فكر درمورد كشتن او بازداشت.
راوى مى گويد خولى بنيزيد اصبحى خواست سرامام را جدا كند لرزه بر بدن نحسش افتاد و اجتناب كرد و آنگاه سنان بن اَنس نخعى از اسب پياده شد وقصد قتل فرزند رسول(ص) و نور ديده زهراى بتول(س) را نموده و شمشير ظلم و جفا برحلق خامس آل عبا فرود آورد و سرمقدس آن بنده خاص حضرت سبحانى را از بدن جدا نمود.(29)
كجائيد اى شهيدان خدائى
تموم زندگيم مال حسينه
دلم همواره دنبال حسينه
كجائيد اى شهيدان خدائى
بلاجويان دشت كربلائى
كجائى ياحسين محبوب زينب
كجائى بنگرى احوالم امشب
عدو بر خيمه ها آتش فكنده
زگوش كودكان گوشواره كنده
كجائى ياحسين در اين شبانه
حريمت را به زير تازيانه
حسينا امشب از غصه خميدم
زبس دنبال طفلانت دويدم (30)
دعاى زينب
دعا كن خواهرت، زينب بميرد
نماند بعد تو ماتم بگيرد
الهى عاشقم، عاشق ترم كن
سرو جانم فداى دلبرم كن
سرا پا آتشم خاكسترم كن
كه من دلداده يك ياحسينم
همه گويند زينب كس نداره
كس زينب توئى چه حاجتِ كس
تو مى دانى چه حالى هست زينب
بيا و يك دعائى بهر من كن
به حق صورت نيلى مادر
مرا سيلى خور اعداء مگردان
بيا اين كهنه پيراهن را تنت كن
بيا اى گل تن خود را كفن كن (31)
ويژگى هايى از امام حسين
نام »حسين« انتخاب شده از طرف خداست و مشهورترين لقب حضرت سيدالشهداء و كنيه ى او اباعبداللَّه است كه اين كنيه را پيامبر اكرم(ص) براى حضرتش انتخاب كرد در آن لحظاتى كه امام حسين(ع) در سن شيرخوارگى در آغوش پيامبر(ص) جاى دادند رسول خدا در حالى كه به چهره ى نوه ى عزيزش خيره خيره نگاه مى كرد و اشك ديدگانش را فراگرفته بود فرمود: عزيزُ علىَّ يا اباعبداللَّه«
مصيبتهاى تو بر من سخت است اى ابا عبداللَّه.
امام حسين شرافت جدّ و پدر و مادر و خواهر و عمّ و فرزند دارد.
جدّ پدرى او ابوطالب و جدّه پدرى فاطمه ى بنت اسد، جده ى مادرى خديجه كبرى امّ المومنين و جدّ مادرىشان پيامبر اكرم(ص). والدهى ماجدشان حضرت زهرا(س) و برادرى همچون امام مجتبى سيّد الاسباط و خواهرى مانند زينب و امّ كلثوم و فرزندى چون امام سجاد زين العابدين(ع) دارد. عموى گراميش جعفربن ابيطالب و از امتيازاتى كه براى امام حسين در لابه لاى روايات وادعيه به چشم مىخورد اين كه 9 امام از نسل او و شفا در تربت او و استجابت دعا در تحت قبّه او قرار داده شده...»المعوّض من قتله انّالائمة من نسله والشفافى تربته(32)».
اَلاَّم فاطِمَةُ والاَبُ الكَرّار لااَبَ فِى الانام كَذا وَلااُمَّ كَذى
از سينه هيچ زنى شير نخورد، گاهى از زبان جدش پيامبر (ص) و گاهى از انگشتان ابهامش تغذيه مى كرد.
قال الصادق(ع):
لَم يَرْضَعِ الْحُسَيْنُ مِن فاطِمَه وَلا مِنْ اُنثى يُوتى بِهِ النَّبىَّ اِبْهامَه فى فَمِهِ فَيَمُصُّ مِنهاما يَكفيهِ اليَوْمَيْنِ وَالثلث فَنَبَتَ لَحْمِ الْحُسين مِنْ لَحمِ رَسولِ اَللَّه و دَمُهُ مِن دَمِهِو لَمْ يُولَدْ لِستِّةِ اَشهُرٍ الاّ عيسىَ بنِ مَرْيَمِ وَالْحُسَينِ بنِ عَلّى.
گوشت و خون امام حسين(ع) از گوشت و خون پيامبر(ص) روئيده شد و كسى جز حضرت عيسى و امام حسين(ع) در شش ماهگى به دنيا نيامد.
امام حسين(ع) در روز رحلت پيامبر(ص) شش سال و شش ماه وبيست و پنج روز داشت، و در حالى كه مادرش را از دست داد كه شش سال و دو ماهه بود و درآن روزهايى كه پدرش على(ع) به شهادت رسيد و سى وشش سال و 48روز از عمر نازنين او مى گذشت و بالاخره در ايام شهادت برادرش امام مجتبى(ع) 45سال و شش ماه و 27روز داشت .(33)
سلام برحسين
سلام ما برتواى سومين امام، حسين
كه در حضور تو مهدى كند سلام، حسين
سلام برتو كه رد زير تيغ با لب خشك
براى شيعه فرستاده اى پيام، حسين
سلام برتو و آن قطره هاى خون سرت
كه ريخت روى زمين در مسير شام، حسين
سلام بر تو و آن لحظه اى كه قاتل تو
نهاد تيغ برآن لعل تشنه كام، حسين
سلام بر تو وآن دم زينبت مى گفت
بيا گلوى تو بوسم به جاى مام، حسين
سلام بر تو و بر اصغرت كه تيرجفا
بريخت شهد شهادت ورا به كام، حسين
چو خم شدى پى بوسيدن رُخِ اكبر
دگر نبود قعود تو را قيام، حسين
زخون سينه و پيشانى ات وضو كردى
براى سجده به درگاه ذوالكرام، حسين
به خاك بود جبين و سرت جدا كردند
نماز عشق تو در سجده شد تمام، حسين
سلام باد به زينب كه پاس خونت داشت
به اشك و خونِ دل وخطبه و كلام، حسين
»مؤيد« است غلامت اگر چه خوب و چه بد
مپوش ديدهى رحمت از اين غلام، حسين
تقدير رقم زده
ميگن كه مادرت مياد به مجلس عزاى تو
مى خره هر كسى رو گريه كند براى تو
دل منو يه لحظه اى عارى ز خوشحالى نكن
اميد من فقط تويى پشت منو خالى نكن
براى كربلاىِ تو همش بهونه مى گيرم
از تو اگه جدا بشم يقين بدون كه مى ميرم
شكر خدا تقديرمو خدا چنين رقم زده
كه اسممو از همه جا جز پيش تو قلم زده
حسين واى... حسين واى
زندگى بى تو مماته اشك تو آب حياته
دشمن از تو در حراسه خون حيدر تو رگاته
اى كه بر عالم اميرى به عشق حسين اسيرى
شنيدم تو دشت غربت بى كس و تشنه مى ميرى
حسين واى... حسين واى
دل من به غم اسيره چشم تو زخمى تيره
تشنه لب كنار دريا مادرت برات بميره
از غم و غصه رهيدم اين چنين تورو كه ديدم
پيش زهرا بانوى من كرده اى توروسفيدم
حسين واى... حسين واى
خوب ميدونى گداتم، يه عمر خاكِ پاتم
قسم به جون زينب تا دم مرگ باهاتم
هر تپش دل من اسم تو رو مياره
هر چى يَله تو دنيا پيش تو كم مى ياره
صفاى هردل خسته تويى تو
نواى ناى بشكسته تويى تو
ميون لشكر اعدا كسى كه
شكسته پشت دشمن را تويى تو
يل كرببلا علمدار حسين
شام عزا
شام عزا مگر پايان نمى رسد
جان بر لبْ آمد و جانان نمى رسد
پُر گشتهام زدرد درمان نمى رسد
درگوشه دلم مهمان نمى رسد
اى ماه عشق من
رويى بده نشان
صدواى والامان
صد واى و الامان
بيش از خرابه ام شد كاردل خراب
اى روشنى جان بر قلب من بتاب
گر خون سرخ تو بر رُخ شده خضاب
خاك عزاى تو بر سر شده حجاب
اى نازنين بيا، از قله سنان
صد واى الامان - صد واى الامان
گاهى ميان دل كردى شبانه سر
گاهى به چوب كين بودى به تشت زر
يا گوشه تنور تابيدى چون قمر
گاهى زروى نى كردى مرانظر
امشب بياو در ويرانه ام بمان
صد واى الامان، صد واى الامان
امام حسين
ديدن كربلاى تو، اگه يه روزى پا بده
به حق عشقت يا حسين حاجتمو خدا مى ده
اون روزى كه جنازمو، مردم روشونه مى برن
ميگن كه اون حسينيه، جهنمش نمى برن
اگه باشم تو كربلا به من بگن بيا بهشت
پامو بيرون نمى ذارم، غيراز اينجا، كجاست بهشت
امام حسين
آقا كردى عنايت شدم كرببلايى
سائل كوى يارم، مى كنم من گدايى
اون روزى كه روزى ما، برات كرببلا شد
به خدا كه امضاى او بدست امام رضا شد
اونقدر اين دل من، حسرت كربلا خورد
كه آخر شاه مشهد، مارو كرببلا برد
مى كشد، عشق زبونه ،مادرى هى مى خونه
بدونين اهل عالم، پسرم پهلوونه
امام حسين
حرم حسين ثاراللَّه
دلم فقط زينبو مى خواد
زيارت حيدر و مى خواد
دلم فقط اكبر و مى خواد
زيارت اصغرو مى خواد
حرم حسين ثاراللَّه
دلم فقط علقمه مى خواد
زيارت فاطمه مى خواد
شب آخر
امشب ابا عبداللَّه در خيمه ها مهمان است
فرداتنش چو قرآن زير سم اسبان است
امشب نخوابد اصغر يك لحظه در گهواره
فردا زحلقِ خشكش خون مى زند فواره
اى خاتون قيامت، زهرا سرتْ سلامت
امشب على اكبر گردد به دور بابا
فردا شود در ميدان لب تشنه همچو بابا
امشب به خيمه قاسم نماز شب مى خواند
فردا تنش روى دست عمو مى ماند
اى خاتون قيامت، زهرا سرتْ سلامت
امشب به جام سقا آتش به جاى آب است
فردا دل سكينه از داغ او كباب است
امشب كند سقاى سقا به اشك ديده
فردا كند سَردارى بابازوى بُريده
اى خاتون قيامت، زهرا سرتْ سلامت
مسيحا نَفَس
اى همه دلخوشى ام حسين من
هر طرف مى كشى ام حسين من
اى مسيحا نَفَسم حسين من
عاقبت مىكشى ام حسين من
بوسه از زير گلوى تو بگيرد زينب
يامرو يا كه دعا كن كه بميرد زينب
اى همه دلخوشى ام حسين من
هر طرف مى كشى ام حسين من
اى مسيحا نَفَسم حسين من
عاقبت مى كشى ام حسين من
بوسه از زير گلوى تو بگيرد زينب
يامرو يا كه دعا كن كه بميرد زينب
مرو اى همسفرم حسين من
تو مسوزان جگرم حسين من
ديده بگشا ببين حسين من
ديدنى گشته حرم حسين من
اى مرا قرص قمر حسين من
بسته اى بارسفر حسين من
يابمانْ در برمن حسين من
يا مرا هم تو ببر حسين من
حسين من
حسين من
قتل الحسين به كربلا...
ذبح العطشان و به نينوا
امام حسين
گل زهرايى حسين حسين
عشق دلهايى حسين حسين
مولاى من، مولاى من، مولاى من
كعبه دلها حسين حسين
قبله جانها حسين حسين
اى گل زيباى فاطمه
برهمه مولا حسين حسين
دل بر تو بستم - اى بود وهستم - عاشقت هستم
مولاى من (3)
مست سبويت منم منم
عاشق رويت منم منم
سرور و مولا تويى تويى
بندهى كويت منم منم
ماه منيرم - تويى اميرم - برات بميرم
مولاى من (3)
***
گردل ز من بگيرى، يا حسين يابن الحيدر
دل از تو بر نگيرم يا حسين يابن الحيدر
نقش است بر لب من يا حسين يابن الحيدر
نام تو تابميرم يا حسين يابن الحيدر
تو خوب خوب خوبى يا حسين يابن الحيدر
من پست پست پستم يا حسين يابن الحيدر
تو خوبتر زخوبى يا حسين يابن الحيدر
من پستتر ز پستم يا حسين يابن الحيدر
اسرار بى نيازى يا حسين يابن الحيدر
در بى نوايى من يا حسين يابن الحيدر
تنها به درگه توست يا حسين يابن الحيدر
دست گدايى من يا حسين يابن الحيدر
بربرگ هر شقايق يا حسين يابن الحيدر
داغ مدينه دارم يا حسين يابن الحيدر
به كربلا واى حسين
به خيمه ها واى حسين
به قتلگاه واى حسين
به خيمه ها آتش زدند واى حسين
سيلى زدند واى حسين
رقيه را واى حسين
آتش زدند واى حسين
به معجرا واى حسين
ديده خونبار مادرم
در زمان ظهر عاشورا
مادرى ديدم خون مى گريد
در كفِ شهر ستم پيشه
خنجرى ديدم خون مى گريد
همچو گل پرپر بدن هايى
خفته در صحراى سوزان بود
زير نور تابش خورشيد
پاىْ مالِ سمِ اسبان بود
غوطه ور در ورطه اى از خون
جسم سالار شهيدان بود
از زمين خونِ خداجوشان
بسترى ديدم خون مى گريد
در زمان ظهر عاشورا
مادرى ديدم خون مى گريد
در جوار مقتلى خونين
حضرت زهرا به سر مى زد
به كنار خيمه اى سوزان
بانوى تنها به سر مى زد
در ميان كشته ها حيران
زينب كبرى به سر مى زد
واحسينا هر زمان مى گفت
خواهرى ديدم خون مى گريد
در زمان ظهر عاشورا
مادرى ديدم خون مى گريد
***
بيا بريم داداش حسين، ورنه ديوونه مى شم
بدون تو عزيز دل منم بى خونه مى شم
بيا بريم از نينوا، قلبم رو محزون نكن
سرت به پيش محملم شهر و چراغون نكن
امون از دل زينب...
زينب به سرزنان
سوى كه مى رود
او را چه مى شود
نام كه مى برد
زهرا به سرزنان
سوى كه مى رود
او را چه مى شود
نام كه مى برد
حسين...
غريب مادر حسين اى عشق مادرحسين
بى سرمادر حسين تشنه ى مادر حسين
شبهاى جمعه با اضطراب و واهمه
آيد به دشت علقمه گويد به آه و زمزمه
گويد حسين من چه شد
نور دوعين من چه شد
ديوونه ى حسين
بچه بودم كه دم از تو بى قرينه مى زدم
با شنيدن يه ياحسين به سينه مى زدم
اگه يا حسين نگم زبون مى خوام چيكار كنم
زمين و زمون و آسمون مى خوام چيكار كنم
اگه از هر كى بپرسى ميگه اين مُسَلّمه
كه حسين بن على شاه تموم عالمه
به من ديوونه از روى ملامت چى مى گى
پاسخ خدارو فرداى قيامت چى مى دى
عاقلا خوب مى دونن ديونه تكليف نداره
به كارش چى كاردارى با تو كه كارى نداره
يه ديوونه از تموم عاقلا عاقل تره
چه كنه بيچاره در كمند زلف دلبره
***
اگر ساقى حسين است
من مىْ نخورده مستم
خبر از خود ندارم
چه بودم يا كه هستم
تو چه در پيمانه كردى
كه مرا ديوانه ى ديوانه كردى
به فسون چشم شهلات
تو مرا افسانه كردى
اى حبيبم اى طبيبم
بى تو در عالم غريبم من غريبم
»ديوونه ى حسين«
بنويسيد به روى قبر و به روى كفنم
عاقلا ديوونه ى امام حسين منم منم
كاش مى شد امام حسين براى ما دعا كنه
سند شهادت و براى ما امضا كنه
دست پُر عطاو بخشش براما دون مى پاشه
الهى دعاكنه حاجت ماروا بشه (34)
امشب...
امشب شرر برجان عالمين است
شب وداع زينب وحسين است
واى، واى، واى...حسين
اى تشنه لب... حسين... عشق زينب...حسين...
واى، واى، واى...حسين
ياحسين و ياحسين وياحسين جان...
شام عاشورارسيده حسين
قامت گردون خميده حسين
آيداز خيمه ى تشنه كامان حسين
ناله ى يارب و صوت قرآن حسين
ياحسين و ياحسين وياحسين جان...
با دو چشم همچو دريا
مىكند زينب تماشا
يوسف فاطمه در نماز است
با خدا گرم راز ونياز است
ياحسين و ياحسين وياحسين جان...
ذكر طفلان آب آب است
از عطش لبها كباب است
آب سقا بود اشك ديده
خجلت از تشنه كامان كشيده
العطش...
واى حسين
عمو، عمو...
آب، آب...
انامجنون الحسين
به ظهر روز عاشورا
گل سرخم شده پرپر
گُلم را كرده ام پيدا
به زير نيزه و خنجر
انامجنون الحسين
برادرم تاج سرم
تويى عزيز مادرم
برادرم من زينبم
برادرم من زينبم
انامجنون الحسين
اى زينت دوش نبى
روى زمين جاى تو نيست
اين خارو خاشاك زمين
منزل و مأواى تونيست
انامجنون الحسين
اگر حسين من تويى
خميده خواهرت منم
كسى كه همسفر بود
به كوفه وسرتْ منم
انامجنون الحسين
امام حسين
اى خاك كربلاى تو
مهر نماز من حسين
باشد بسوى حضرتت
دست نياز من حسين
يابن الزهرا حسين حسين، يابن الزهرا حسين حسين (2)
در كوى عشق و عاشقى
ديوانه توأم حسين
ميسوزم در شرار غم
پروانه توأم حسين
يابن الزهرا حسين حسين، يابن الزهرا حسين حسين (2)
آورده ام بتو پناه
من از اين در نمى روم
هر گز بجان مادرت
جاى دگر نمى روم
يابن الزهرا حسين حسين، يابن الزهرا حسين حسين (2)
امشب به قلب عاشقان
از نور خود صفا بده
برنوكرانت از كرم
ويزاى كربلا بده(2)
يابن الزهرا حسين حسين، يابن الزهرا حسين حسين (2)
از ابرديده روز و شب
ميگريم از براى تو
خواهم شفاى هر مريض
از اين دارُ الشفاى تو
يابن الزهرا حسين حسين، يابن الزهرا حسين حسين (35)(2)
گودال
اى غرقه خون حسين من
سرمستم از سبوى تو
شد خون سرخ خنجرت
شاها آب وضوى تو
يابن الزهرا حسين حسين، يابن الزهرا حسين حسين (2)
اى ماه من چرا سرت
برنوك نيزه ها شده
برخيز وكن نظاره اى
تاراج خيمه ها شده
يابن الزهرا حسين حسين، يابن الزهرا حسين حسين (2)
اى نازنين برادرم
پرپرشد لاله هاى تو
هستم من با توهمسفر
مىآيم پابه پاى تو
يابن الزهرا حسين حسين، يابن الزهرا حسين حسين (2)
در بحر نشسته ام
در انتظار روى تو
بوسه زنم به موج خون
بررگهاى گلوى تو
يابن الزهرا حسين حسين، يابن الزهرا حسين حسين (2)
آتش گرفته سينه ام
ميسوزم از شرار عشق
چون مرغ شب نواكنم
گشته خزان بهارعشق يابن الزهرا حسين حسين، يابن الزهرا حسين حسين (2)
شب عاشورا
امشب خيام فرزندِ زهرا سوزوگداز است
مولا حسين جان با خالقش در راز و نياز است
مولا حسين جان مولا حسين جان مولا حسين جان
امشب جبين و پيشانيش بر سجده نهاده
جسم شريفش فردا بروى صحرا فتاده
مولا حسين جان مولا حسين جان مولا حسين جان
امشب سكينه گيرد پدر را از جان در آغوش
فردا كنار جسم شهيدان افتاده از هوش
مولا حسين جان مولا حسين جان مولا حسين جان
لبهاى اكبر با صوت قرآن دارد تكلّم
از شوق فردا بر چهره خود دارد تبّسم
مولا حسين جان مولا حسين جان مولا حسين جان
دور برادر پروانه سان مى گردد در امشب
دوكودكش را بهر شهادت آورده زينب
مولا حسين جان مولا حسين جان مولا حسين جان
امشب نخوابد در گاهواره ششماهه اصغر
گاهى بروى دست سكينه گاهى برادر
مولا حسين جان مولا حسين جان مولا حسين جان
شب عبادت
امشب شب عشق، صبح اميد است
يك باغ لاله، مزار شهيد است
امشب شب عبادت، فردا روز شهادت
نواى حسينم واحسينا حسين جان
امشب به خيمه، شور و نوائى است
پيچيده هر جا، عطر خدائى است
غوغا در آسمانهاست ، گل نغمه برزبانهاست
نواى حسينم واحسينا حسين جان
زينب يك امشب دارد برادر
فردا ببيند صدلاله پرپر
حسين و جمع ياران، در حال عهد و پيمان
نواى حسينم واحسينا حسين جان
يك امشب اصغر در گاهواره
مادر برويش داردنظاره
فردا شود فدايى - اين هديه خدائى
نواى حسينم واحسينا حسين جان
قاصد ماتم
ذوالجناح او خسته و خونين
چشمه چشمش اشك حورالعين
بدنش همه ياس و شقايق
شده زائر كشته عاشق
حسين حسين حسين حسين مظلوم
گاهى آهسته گه شتابان است
تا حرم آيد گرچه گريان است
رود از دل خسته نوايش
همه ناله و بسته زبانش
حسين حسين حسين حسين مظلوم
يال خونينش قاصد ماتم
در نگاه او صد غم مبهم
حرمى همه در تب وتابش
زده حلقه بدور ركابش
حسين حسين حسين حسين مظلوم
اسب بى صاحب كو پناه ما
در كجا مانده تكيه گاه ما
به سكينه بگو خبرش را
غم غربت تاج سرش را
حسين حسين حسين حسين مظلوم
حسين
امشبى را شه دين در حرمش مهمان است مكن اى صبح، طلوع
صبح فردا، بدنش زير سُم اسبان است مكن اى صبح، طلوع
چه كربلاست ، چه پُر بلاست، سر حسين به نيزه ها
مادر بيا، زخيمه ها، سرحسين به نيزه ها
خونين بدن حسين !حسين ! عريان بدن، حسين! حسين!(36)
***
چهره چون تابان
جان و دلم فداى آن أنا مجنون الحسين
چهره چون ماه حسين أنا مجنون الحسين
وقت نماز مى كند أنا مجنون الحسين
سجده به درگاه حسين أنا مجنون الحسين
عمه بدون يا بدونم عموجان عمو جان
خارا امونى ندارند عموجان عمو جان
اين همه دشمن واسه چى عموجان عمو جان
عموم كه جونى نداره عموجان عمو جان
عمه نيگاه كن چطورى عموجان عمو جان
لحظه شمارى مى كنم عموجان عمو جان
اگه تو مهتلم بدى عموجان عمو جان
عمو رو يارى مى كنم عموجان عمو جان
امام حسين
برادر تشنه لبم ياحسين ياحسين ياحسين
زينب در تاب و تبم ياحسين ياحسين ياحسين
برادرم برادرم ياحسين يا حسين ياحسين (2)
بشنو زبانِ آه و ناله من
خون چكد از گوش سه ساله من
به خيمه هاى تو آتيش كشيدن
با تازيانه به حرم رسيدن
برادرم برادرم ياحسين يا حسين ياحسين (2)
خاك غمت شد به سرم ياحسين ياحسين ياحسين
خيز و ببين خون جگرم ياحسين ياحسين ياحسين
لاله من سرتورا بريدن
تنت ميان خاك و خون كشيدن
جان منى و جان به تن ندارى
به تن كه كهنه پيراهن ندارى
نه آنكه كهنه پيراهن ندارى
بميره خواهرت كفن ندارى
برادرم برادرم ياحسين يا حسين ياحسين (37)(2)
نكن اى صبح طلوع
امشب آسمان مى گريد زهرا در جنان مى گريد
نكن اى صبح طلوع
آن سو سوز افغان آيد
اين سو صوت قرآن آيد
طفلان تشنه و بى تابند
از سوز عطش بى خوابند
صحرا، لبريزه احساس
گرد خيمه ها عباس
سرى كه در هواى ذكر كبريا باشد
چوظهرفردابشود به نيزهاباشد
نكن اى صبح طلوع
ميان گهواره گلى بهانه مى گيرد
در بغل پدر به تير كينه مى ميرد
نكن اى صبح طلوع
خواب است طفلى با خواهش
دست بابا زير سرش
چو عصر فردا بشود غمين و نالان است
فرارى از چنگ عدو در آن بيابان است
نكن اى صبح طلوع
خاك به فرق من كه فرق او دوتاگردد
دودست حيدرى او زتن جدا گردد
نكن اى صبح طلوع
قوت قلب من
شب عاشوراشده ببين دلم غوغا شده
مى دونم برادرم امشب و مهمون منى
من به غمها اسيرم اگر نباشى مىميرم
بيا تا ديرنشده به مدينه سفر كنيم
قوت و اميد اين قلب ودل خون منى
اى همه اميد من برادرم داداش حسين
رو دلم پا نذارى
زينب و تنها نذارى (2)
بيا تا ديرنشده به شهر مون سفر كنيم
اينا وحشى اند داداش از جنگشون حذر كنيم
چلچراغ خونه ام
سرتو بذار روشونه ام (2)
بياد اينجا زينبم باصبر خودكنى
سپربلابشى رقيه مويارى كنى
اى تونور ديده ام خواهر قدخميده ام
سوى قتلگه نيا تيغ به روى مى كشند
زينبم خواهر من
همه جا يارو من
همه جاپيش توام خواهر قدكمون من
روى نى، توطشت زرخواهر مهربون من
يادگار مادرم
توبى كسى هاياورم(2)
بايد كارى بكنى نشكنه شاخه لاله ام
زينبم جون تو رقيه سه ساله ام
منوبى سرمى بينى
يك گل پرپر مى بينى (2)
بعد من دشمن من خدعه و نيرنگ مى زنن
هر كى از راه مى رسه به صورتت سنگ مى زنن
زينب بلا كشم
از تو خجالت مى كشم
سپربلاى من
هميشه مبتلاى من(2)
زينبم وقت نماز شبت منو دعا بكن
هر جا بى قرار شدى فاطمه روصدا بكن
زينب حزين من
خواهر دل غمين من(2)
دشمنا قلب تو رو بعدحسين خون مى كنند
يتيم و بايه سر بريده مهمون مى كنند(39)
كربلاى حسين
كرببلات منو بى خونه كرده
عشقت حسين منو ديوونه كرده
چشمت حسين منو آواره كرده
عشقت حسين منو ديوونه كرده
ديدن شش گوشه ى تو اگه يه روزى پابده
حاجتمو خود خدا برات كربلا بده
چه كربلاست كه از آن بوى سيب مى آيد
هنوز ناله ى شاهى غريب مى آيد
چه كربلاست كزآن بوى گلاب مى آيد
هنوز ناله ى طفل رباب مى آيد
رأست حسين منو بيچاره كرده
امام حسين
اين خيابان نام زيبايش بين الحرمين
يك طرف عشقم اباالفضل، يك طرف آقام حسين
اين خيابان دل ربوده، چونكه در اين سرزمين
يك طرف استاده زهرا، يك طرف ام البنين
جاى جاى اين خيابان، جاى پاى زينب است
پرفضاى اين خيابان از صداى زينب است
امام حسين
يا حسين مى گيم، مى ريم كرببلا
كربلا كجاست كعبه ى دلم
يا حسين فقط حل مشكلم
اين حسين كيه، شاه عالمه
عشق فاطمه، يار ما همه
دلبر منه، سرور منه
ياور منه، ياور منه
كربلا كجاست، سرزمين عشق
كربلا بود جاى شاه عشق
يا رضا مى گيم، مى ريم كربلا(41)
حضرت زينب
اى مادر باوفاى زينب
ازخيمه شنو، صداى زينب
با مرگ حسين روبرو شد
هنگام جدا شدن از او شد
هنگام وداع مارسيده
آن لحظه ى پربلا رسيده
خون است سراسر لباسش
با ما همه كم شده تماسش
عشقت است اباالفضل
بين همه ى عشقاى دنيا
عشق است اباالفضل
نور علوى فاتح دلها
عشق است اباالفضل
ابوفاضل، ابوفاضل، ابوفاضل، اباالفضل مدد...
بر قلعه ى قلبم،علمى،سبزنشاندم
برروى علم سبز زجنس زر اَعلى
عشق است اباالفضل
عشق است اباالفضل
ابوفاضل، ابوفاضل، ابوفاضل، اباالفضل مدد...
تادرصف محشر بنهد پاى ابالفضل
باآمدنش ميرسد اين نغمه زهرجا
عشق است اباالفضل
عشق است اباالفضل
ابوفاضل، ابوفاضل، ابوفاضل، اباالفضل مدد...
برروى دلو قلب محبان اباالفضل
بنوشته چنين باخط خودحضرت زهرا
عشق است اباالفضل
عشق است اباالفضل
ابوفاضل، ابوفاضل، ابوفاضل، اباالفضل مدد...
اى اختران
اى كوفيان آبش دهيد از تشنگى تابش دهيد
لالايى خوابش دهيد
]شش ماهه اصغر على اى پاره حنجر[
من بى زره جنگ آمدم من با دل تنگ آمدم
مهمانى سنگ آمدم
]شش ماهه اصغر على اى پاره حنجر[
خون گلو شد قوت تو گهواره شد تابوت تو
اهل حرم مبهوت تو
]شش ماهه اصغر على اى پاره حنجر[
اى كودك خاموش من شد مقتلت آغوش من
از چه شدى مدهوش من
]شش ماهه اصغر على اى پاره حنجر[
از خيمه خارج مى شوى صيد خوارج مى شوى
باب الحوائج مى شوى
]شش ماهه اصغر على اى پاره حنجر[
كشته مرا لبخند تو پرخون شده قنداق تو
عالم شده پابند تو
]باب الحوائج على باب الحوائج[
از تو خجالت مى كشم تير از گلويت مى كشم
آخر خودم رامى كشم
مادر بميره على ماتم نگيره
گوش كنيد اى اهل عالم
درس ماها درس عشقه
روى قلبامون نوشتيم
يارمون شاه دمشقه
توى اين دنياى پرغم
جرم ما فقط همينه
كه خداى عشق ماها
پسرام البنينه
ابوفاضل يا اباالفضل
مه جبينه مهربونه
ابروهاش مثل كمونه
هركسى اونو ببينه
ديگه عاقل نمى مونه
روى گونه ى قشنگش
نقش نقطه ى يه خاله
ببينيش مى شى گرفتار
آرزوت فقط وصاله
نعره هايش مثل عليه
وقتى كه رجزمى خونه
ولى رفته آب بياره
تا كسى تشنه نمونه
روى پيشونيش ستاره
كه قد رشيدى داره
ببينيد اى اهل عالم
اهل گريه، اهل درديم
درسمون فقط همينه
دور آقامون بگرديم
خوشگلى و مه جبينى
مايه ى فخر زمينى
پهلوون پهلوونا
پسر ام البنينى(42)
محراب دل
اى آنكه محراب دلم
باشد خم ابروى تو
اى آنكه خورشيد جهان
شد مثل ماه روى تو
حور و ملك سرگشته ى
آشفتگى موى تو
پاى ادب مجروح شد
در جستجوى كوى تو(43)
خورشيد كاروان
اى گلعذار زينب
نيزه سوار زينب
خورشيد كاروانم
اى نور ديدگانم
هلال شام غربت
بنگر قدكمانم
منم، غريب وتنها
منم اسيراعلا(44)
واغربتا! حُسينا!(45)
برنيزه مى درخشى
جان بر دلم ببخشى
تو آيه هاى نورى
تو حجّت ظهورى
در ابر غم نهان از
خاكستر تنورى
نخل غم زد شكوفه
گشتم اسير كوفه
قرآن بخوان حسينم
پيشم بمان حسينم
كينه شده چه رايج
ما كجا و خوارج
ما كه به كوفه بوديم
اصل و باب الحوائج
اى مهرتابان بر سِنان
قرآن بخون قرآن بخون
دورى مكن از محملم
پيشم بمان، پيشم بمان
در پيش روى كاروان
قرآن بخوان، قرآن بخوان
تنها نه محمل مى برى
از كاروان دل مى برى
هم دل ببر هم جان ستان
قرآن بخوان قرآن بخوان
تو رهنماى قافله
من در ميان سلسله
ابالفضل
يه عمر يه دلم مى خواد
پا بذارم تو كربلا
بسته دلم بارسفر
به قصد دشت نينوا
به دل مى گم غصه نخور
رقيه ويزاشو مى ده
قسم به اون خدا خودش
برگ جواز شو مى ده
مىگم گذرنامه ى من
قلب پراز خون منه
توشه ى من تواين سفر
سينه ى مجنون منه
من تو سفارتخونه ى
رقيه هم آشنادارم
بزار بگم سر روپاى
على اكبر مى زارم
گمرك مرز خسروى
دروازه ى جنون من
تمام خاك خسروى
تشنه ى اشك و خون من
اززبون امام زمان
عمه جان يازينب، يازينب، يازينب
عمه جان يه روز مى يام با ذوالفقارم به خدا
مى گيرم انتقام از دشمناى كرب و بلا
عمه جان خيلى دلم مى خواست تو كربلا باشم
با حسين تو قتلگاه با تو تو خيمه ها باشم
عمه جان اگه بودم ياور و دلبرت بودم
ياور بى كسى و تنها برادرت بودم
عمه جان اگه بودم بى كسى احساس نمى شد
جدا از تن دست عمو عباس نمى شد
عمه جان اگه بودم بى كسى ديده نمى شد
اگه بودم سرى از قفا بريده نمى شد
عمه جان اگه بودم سرى رونى نمىنشست
ساقى شقايقى زير لگد نمى شكست
عمه جان اگه بودم، هيچ كس سيلى نمى خورد
به رخ هيچ گل ياسى رنگ نيلى نمى خورد
عمه جان اگه بودم هيچ كس جرأت نمى كرد
تو رو سيلى بزنه هيچ كس جسارت نمى كرد
عمه جان اگه بودم، خيمه ها غارت نمى شد
سهم توازكربلا بار اسارت نمى شد
عمه جان هر شب تو رو تو خلوتم يادمى كنم
يه روزى با انتقام دل تو روشادمى كنم
يااباعبداللَّه الحسين
به جان هر كس دوست دارى يابن الزهرا يا حسين
دوستْ دارم دوستْ دارم يابن الزهرا يا حسين
از وقتى كه يادم مياد يابن الزهرا يا حسين
فقط نمك گير توام يابن الزهرا يا حسين
اگه بدم يا كه خوبم يابن الزهرا يا حسين
بخواى نخواى گيرتوام يابن الزهرا يا حسين
بچه بودم كه مادرم يابن الزهرا يا حسين
حرز تو گردنم مى كرد يابن الزهرا يا حسين
وقتى محرم مى اومد يابن الزهرا يا حسين
پيرنْ سيا تنم مىكرد يابن الزهرا يا حسين
تواين ديار ناخوشى يابن الزهرا يا حسين
فقط تويى دلخوشى ام يابن الزهرا يا حسين
آخر و عاقبت حسين يابن الزهرا يا حسين
زداغِ خود مى كُشيم يابن الزهرا يا حسين
بچه بودم جوون بودم يابن الزهرا يا حسين
از وقتى كه يادم مى ياد يابن الزهرا يا حسين
من سرسفرتون بودم يابن الزهرا يا حسين
اگه كه لايق نبودم يابن الزهرا يا حسين
ولى پَسندمْ كرده اى يابن الزهرا يا حسين
هر بار خوردهام زمين يابن الزهرا يا حسين
تو خود بلندم كردهاى يابن الزهرا يا حسين
تو سيد اهل بهشت يابن الزهرا يا حسين
تو افتخار آدمى يابن الزهرا يا حسين
فقط نه پادشاه من يابن الزهرا يا حسين
تو پادشاه عالمى يابن الزهرا يا حسين
مستِ توام مست توام يابن الزهرا يا حسين(48)
حسين
ترانه اى كه دل مى بره، صداى يا حسين
خدا ميدونه، خدا ميدونه (2) بهشت من حسينه
جهنم كارى باهاش نداره، دلى كه با حسين
حسابم با حسين حسين كتابم با حسين حسين
سؤال از من )چه مى پرسى( (2) جوابم )باحسين((2)
من از حسين دم مىزنم آتش به عالم مىزنم
عشق حسين يارمنه، ديوونگى كارمنه
منم گرفتار حسين، حسين خرايدار منه
هر چى باشه غيرحسين، خاردل آزار منه
خدا آفريد منو، فقط براديوونگى
گل باغ بهار من، نگار گل عذار من
صفاى روزگار من، خدا ميدونه حسين، همه دار وندار من
همه بود ونبود من همه هستى من، خدا ميدونه حسين
شفاى من حسين، دواى من حسين
وجود ما بهايى داره، بهاى ما حسين
انيس من دل ودلبر من خدا ميدونه حسين
گل زيباى پرپر من مِى ساقى و ساغر من
به باغ دل صنوبر من خدا ميدونه حسين
حبيب من حسين، طبيب من حسين
دل هر كى نصيبى داره، نصيب من حسين
سرشت من وجود من همه تاروپود من
همه بود ونبود من، ركوع من سجود من
خدا ميدونه حسين خدا ميدونه حسين
نماز من حسين، نياز من حسين
خدا ميدونه كه دلبر دل، نواز من حسين
مناجات با امام حسين
من يكى از ذاكرين خامس آل عبايم
ذاكر آزاده ى ارباب با مهر ووفايم
افتخار اين بس مرا مدح و ثناخوان حسينم
افتخار اين بس مرا مرغ خوش الحان حسينم
افتخار اين بس مرا اندر سرخوان حسينم
افتخار اين بس گداى درب احسان حسينم
من كجا ونوكرى درگه فرزند زهرا
من كجا و آن لياقت بندگى از بهر مولا
من كجا وآن حريم بهتر از عرش معلا
يا حسين گوشه چشمى عنايت شه نمايد گرگدا را
آه واويلا زدست فرقه ى بى شرم كافر
گشت مولايم حسين در كربلا بى ياروياور
روز عاشورا نه اكبر ماند از بهرش نه اصغر
بانگم هل من ناصرش هم بر كس نامد مؤثر
هر چه زد فرياد اى مردم عزيز مصطفايم
من حسينم من حسينم نورچشم مرتضايم»شاكرى«
يا حسين در وقت جان دادن بيا برديدن من
زآنكه عمرى بوده بهر تو فغان و ناله هايم
مناجات با امام حسين
اى غمت دردودوايم ياحسين
گردى ازكويت شفايم ياحسين
اى به سوى تو نيازم ياحسين
خاك تو مُهر نمازم ياحسين
من به عشقت مبتلايم ياحسين
دردمند بى نوايم ياحسين
اى تو خورشيد حياتم ياحسين
دستگيرم در مماتم ياحسين
اى صفاى قلب زارم ياحسين
اى به محشر غمگسارم ياحسين
اى شفيع ما گدايان ياحسين
شمع بزم بى نوايانياحسين
اى مِىِ عشق تو مستم ياحسين
مستحق مستمندم ياحسين
عالمى غرق عزايت ياحسين
كربلا باشد مِنايم ياحسين
من گدا ودرد مندت ياحسين
دلغمين و مستمندم ياحسين
امام حسين
من عاشق روى توأم
من ساكن كوى توأم
افتاده ام در دامت
شكار ابروى توأم
از كودكى يه خاطره دارم- حسين
اومدى و كردى گرفتارم-حسين
تموم عالم مى دونن عباس-حسين
تنها توهستى يارودلدارم-حسين
منم سرمست تو)مولا( دلم پابست تو )مولا(
تمام هستىام)مولا( فداى دست تو)مولا(
ابوفاضل مدد (4)
اى پسر ام البنين
اى اختر روى زمين
اى ماه هاشمى نسب
اى مهر تو حبل المتين
آقا بيا مشكل گشاى كن )مولا
امشب منوكرب و بلايى كن )مولا(
اى عاشق پرشور و احساس )مولا(
حيدر دشت كربلا عباس )مولا(
ابوفاضل مدد (4)
امام حسين
تا اسمتو مى خونم، مى شم مست وديوونه
بى بى زينب نگاه كن، به عشق تواسيرم
براى غربت تو، الهى كه بميرم
همه عالم مى دونن، تو خداوند عشقى
دلداه ى حسينى، غريبه ى دمشقى
به مهر خود طبيبم، منوسرزنده ام كن
تو شاهى واميرى، غلام و بنده ام كن
دلم مى گه يه روزى، حاجتمو مى گيرم
مى آم كنار خاكت جون مى دم ومى ميرم
مى خوام هستى نباشه، اگه زينب نباشه
مى و مستى نباشه، اگه زينب نباشه
اگه منو نخواهى، اين ديوونه مى ميره
تا اسمتو مى آرم، دلم شفا مى گيره
به آسمون قلبم، تويى ماه و ستاره
نباشه اون كسى كه، به دل مهرت نداره
به وادى محبت، گداى دوره گردم
بذار بى بى هميشه، دور سرت بگردم
ارباب حسين
عشقت حسين، )منوآواره كرده «3»)
كرب و بلات )منوبيچاره كرده«3»)
ارباب حسين ،مهربون سرجدا
منو ببر جونِ زينب كربلا عشقت حسين...
از عشق تو، )ببين پراز احساسم «3»
ويرونه ى،)علقمه ى عباسم «3»)
مولا منو، عاشق احساس كن
قلب منو، حضرت عباسى كن عشقت حسين...
عمريه من، )به عشق تواسيرم «3»)
من بندهام )تويى، شاه و اميرم «3»)
تو مجلست، ببين جوش و خروشم
برات آقا، لباس سياه ميپوشم عشقت حسين...
مددنما، )خوشگل و مه جبينم «3»)
يه بارديگه )كربلاتُ ببينم «3»)
بيام اونجا منو غرق گل ياس كنى
اين خسته رو غلام عباس كنى عشقت حسين...
غيراز شما، )كمى رومن ندارم «3»)
)مهيا كن تو دارم «3»)
ارباب حسين، موقع مرگ و زارى
سايه تواز، سرمن برندارى عشقت حسين...
اشكم مياد ،)به عشقت دونه دونه «3»)
ميگم حسين ،)تا نفسى به جونه«3»)
من تشنه ايون كربلاشم
من رو نخو او نمى خوام زنده باشم عشقت حسين...
امام حسين
نقش گل در سينه ها يعنى حسين
جلوه شمش و صفى يعنى حسين
يك جهان عشق و اميد واقتدار
عزت و لطف و عطا يعنى حسين
گفتمش عاشق كه استاد تو كيست
گفت شاه كربلا يعنى حسين
درس ايمان و شهادت مى دهد
بهترين استاد ما يعنى حسين
سعى خود بين صفا و مروه كن
مروه است حيدر- صفا يعنى حسين
با غريب كربلا دل آشناست
با غريبان آشنا يعنى حسين
اكبرش بر خاك و اصغر غرق خون
راضى حكم قضا يعنى حسين
بر زمين علقمه از روى خاك
گر شنيدى يا اخا يعنى حسين
خادم كرببلا اينگونه گفت
يك جهان عشق واخا يعنى حسين
كربلا يعنى....
كربلا يعنى كه كوثرخون شده
زين سببليلاى دل مجنون شده
كربلا يعنى كه قرآن بازشد
عشق با آيينه ها دمسازشد
كربلا يعنى عقبى را بديد
نعره انا فتحنا سركشيد
كربلا يعنى بهار دين خزان
زين خزان دين خداشد جاودان
كربلا يعنى كه دين مصطفى
لا فتى باردگر بر مرتضى
كربلا يعنى شهادت را دليل
بر سر نى صوت قرآن جلى
كربلا يعنى كه عيسى بر صليب
بر سر نى رأس سلطان غريب
كربلا يعنى كه دگر
جاى موسى قدرت احمد نگر
كربلا يعنى كه ميلاد ملك
حسرت يك عمر از بهر فدك
يا حسين
خالق عشق و محبت ياحسين
اى قتيل دشت غريب ياحسين
اى گل صحرانورد فاطمه
اى صفاى آل عصمت ياحسين
اى كه جانت سوخت از لبتشنگى
اى فداى كام خشكت ياحسين
آنقدر سوز عطش بالاگرفت
تا كه شدبى نور چشمت ياحسين
تشنه ام تشنه ترم كن برغمت
يا بميرم يا شهادت يا حسين
يك شبه راه مرا كوتاه كن
با نگاهى از محبت ياحسين
دوست دارم پيشت آيم لحظه اى
تا نمايم با تو محبت يا حسين
اى غريب جاودانه ياحسين
دل تو را كرده بهانه ياحسين
اى كه موى خاكى طفل تو را
مى كند جبرئيل شانه ياحسين
حق طفلان غريب و خسته ات
راه ده ما را به خانه يا حسين
كن دل مارا به جان اصغرت
بهر عشقت آشيانه ياحسين
مزد اين نوكر فقط لبخند توست
خسته ام از اين زمانه ياحسين
آن ورز كه آهنگ سفر داشت حسين
از راز شهادتش خبر داشت حسين
اين بود سفينة النجاة و همره
هفتاد ودو واژه در نظر داشت حسين (50)
آخرين وداع سيدالشهدا
خداحافظ اى خواهر مهربانم
خدا حافظ اى حامى كودكانم
خداحافظ اى يار و همسنگر من
خداحافظ اى قهرمان خواهرِمن
خداحافظ اى زينب قد خميده
برو روز درد و جدائى رسيده
خداحافظ اى كودكان حزينم
پس از اين دگر من شما را نبينم
خداحافظ اى لاله هاى حسينى
خداحافظ اى خيمه هاى حسينى
خداحافظ اى سوز و ساز شب من
مناجات و حال نماز شب من
خداحافظ اى يار بيمار زينب
پناه يتيمان ودلدار زينب
خداحافظ اى خيمه اكبر من
گل پرپر اى شيرخوار اصغر من
خداحافظ اى اكبر نوجوانم
بخون خفته قاسم گل ارغوانم
خداحافظ اى دشت پرياس ولاله
مدارا كن امشب تو با اين سه ساله
خداحافظ اىدختر بى قرينه
كن گريه پيش دوچشم سكينه
خداحافظ اى خاك پردُرّ و گوهر
نظركن براحوال»شيدا«ى مضطر
سلام بر حسين
السلام اى تشنه كام كربلا
السلام اى نور چشم مصطفى
السلام اى جان و سر را باخته
تا به سر حدّ شهادت تاخته
السلام اى آنكه خود ثارالهى
اى به عالم داده نور و آگهى
السلام اى معنى ذبح عظيم
برده قربانى به درگاه كريم
السلام اى عشق را ايجادگر
عشق را نام تو شد آبادگر
السلام اى كرده اكبر را فدا
در عطش نوشى به درگاه خدا
السلام اى برده روى دست خود
اصغر آن شيرين گل سرمست خود
السلام اى آنكه سقّايت زدست
رفت وبااين رفتنش پشتت شكست
السلام اى آنكه قاسم داده اى
تاابد الگوى هر آزاده اى
السلام اى آنكه عبدا... را
داده اى بر سينه ى غمديده جا
السلام اى مسلمت در بى كسى
خون دلها خورده در غربت بسى
السلام اى آنكه عون و جعفرت
جان و سردادند يك يك در برت
السلام اى حر و عابسيار تو
چون حبيب از عشق در گزار تو
السلام اى دخترانت از جفا
خورده سيلى در ميان كوچه ها
السلام اى آنكه زين العابدين
در اسارت رفته بهر حفظ دين
السلام اى زينب تو بسته دست
چوبه ى محمل سرنازش شكست
السلام اى لعل لب هايت كبود
روى نيزه لب به قرآن مى گشود
السلام اى تشنه كام كربلا
السلام اى كشته ى راه خدا
جان زهرا مادرت، جان بتول
حقِّ بابايت على حقّ رسول
كن شفاعت دسته ى سينه زنان
كن شفاعت عاشقان و شيعيان
كن نظر بر حال»منصور« غمين
بر جميع مسلمين و مؤمنين
ما به تو چشم عنايت بسته ايم
ما كه از داغ غمت بشكسته ايم
امام حسين
هر كى مى يآد پيشم مى گه، داره مى ره كرب و بلا
داره مى ره پيش آقام، مىره به سوى نينوا
مى گه دارم مى رم سفر، دعا بكن مسافرم
چيزى مى خواى بهم بگو، برات از اونجا بيارم
از هجر كربلات آقا، ديگه دارم دق مى كنم
اگه بذارى من بيام، دلم رو عاشق مى كنم
حالا كه دست روزگار، به صورتم سيلى زده
جواب زشتى منو، آقا تو با بدى نده
از هجر كربلاى تو، موهام داره سفيد مى شه
ديگه داره از اومدن، خسته ونااميده مىشه
بگو به من تا كِى آقا، در انتظارت بشينم
تاكى دلم رو خوش كنم، عكس حرم رو ببينم
نديدن صحن و سرات، بدتر از اين غم نمى شه
ببر منو كرب و بلات، چيزى ازت كم نمى شه
نگه بكن به خسته دل، داره التماس مى كنه
دلش هر لحظه هوس، حرم عباس مى كنه
توروقسم به كى بگم، به مادرت يا به حسين؟
تورو به جون زينبت، روى منو زمين نزن
گره كارِ من فقط، بادستاى تو وامى شه
اگه شما بخواى آقا، نصيبم كربلا مى شه
***
آرزوى كربلا
آنقدر بدم آقا كرب و بلات رام نمى دى
بس كه دورم از شما، بين خوبات جام نمى دى
منم آرزو دارم، كرب و بلات و ببينم
بيام بين الحرمين، روخاك صحنت بشينم
اميرم، نبينم، كربلات من مى ميرم
شير اين صحرايم
روز عاشورا، روز شهادت روز قيام است واستقامت
روز وداع ياران - ياروز عيدقربان
واويلا - حسينم واحسينا - يا زهرا
روزى كه گلها در خون طپيدند تاارجعى را از حق شنيدند
روز عروج تكبير- در جنگ خون و شمشير
واويلا - حسينم واحسينا - يا زهرا
روز كه زينب شد بى برادر ياد آور از مظلومه مادر
مهلاً مهلا بگويد - تا حنجرش ببوسد
واويلا - حسينم واحسينا - يا زهرا
روزيكه ماه و خورشيد زهرا گردد سرنى صحرا به صحرا
هفتاد و دوستاره - افتاد پاره پاره
واويلا - حسينم واحسينا - يا زهرا
مست بو
زدى بين خون پيش من بال و پر تنت برزمين مانده خاكم به سر
به خاكت كشيدند - سرت را بريدند
عزيز دلم
هم پيكرت گرچه بوسيدنى است چه سازم اخا جاى يكب وسه نيست
شوم مست بويت - ببوسم گلويت
عزيز دلم
نه معجر كه تاجاى پيراهنت كنم سايه بانى زخم تنت
دعا كن بميرم - عزايت نگيرم
عزيز دلم
كفن پوشان
گلهاى رسول اللَّه در خيمه همه جمعند
امشب همه ياران پروانه يك شمعند
آمد شب عاشورا - يا فاطمة الزهرا
اى كرب و بلا ياران امشب به تو مهمانند
خشكيده لبند امامست از مى جانانند
آمد شب عاشورا - يا فاطمة الزهرا
امشب تو مدارا كن با آل بنى هاشم
از سوز عطش بنگر افتاده ز پاقاسم
آمد شب عاشورا - يا فاطمة الزهرا
از آه كفن پوشان گردون همه نيلى شد
روى همه طفلان آماده سيلى شد
آمد شب عاشورا - يا فاطمة الزهرا
حاجت روا
كليم اگردعاكند، بى تو دعا نمى شود
مسيح اگر دوا دهد، بى تو دوا نمى شود
اگر جدايى افتد ميان جسم وجان من
قسم به جان تودلم، از تو جدا نمى شود
گريه اگر كنم همى، بهر تو گريه مى كنم
ورنه زديده ام عبث اشك رها نمى شود
گِرد حرم دويده ام، صفا ومروه ديده ام
هيچ كجا براى من كرب وبلا نمى شود
كسى كه گشتِ گرد تو، گرد گنه نمى رود
پيرو خط كربلا، اهل خطا نمى شود
عمر گذشت و وانشد، راه زيارتت بر من
حاجت اين شكسته دل، چرا روا نمى شود
جز سرغرقه خون تو كه شد چراغ قافله
رأس بريده بر كسى، راهنما نمى شود
اى بدن تو غرقه خون ، وى سروروت لاله گون
با چه خضاب كرده اى، خون كه حنانمى شود
كرببلا و كوفه شد، سخت به عترتت ولى
هيچ كجا به سختى، شام بلا نمى شود
چوب به دست قاتلت سوخت و گفت اين سخن
جاى سربرده در، طشت طلا نمى شود
سوز درون ميثمت، بوده شرارى از غمت
ورنه ز شعرش اين، شور به پا نمى شود
شب عاشقان
شب جانبازى مجاهدان امشب است شب پايان عمرعاشقان امشب است
همگى در نماز گرم راز و نياز اللَّه اللَّه حسين ثاراللَّه
دسته گلهاى سرخ خاتم مرسلين صبح فردا شوند پَرپَر به روى زمين
شوداز خونشان لاله گون رويشان اللَّه اللَّه حسين ثاراللَّه
من على اكبرم پور امير حجاز مى شوم كشته تازنده بماند نماز
من گل پرپرم اكبرم اكبرم اللَّه اللَّه حسين ثاراللَّه
اى برادر به قربان دو چشم ترت سرمن گشته روى دامن مادرت
مى كنم جان فدا بهر دين خدااللَّه اللَّه حسين ثاراللَّه
گلهاى زهرا
گلهاى زهرا گرديده پرپر
جسم شهيدان در خون شناور
آه واويلا يا رسول اللَّه
حسين ثاراللَّه حسين ثاراللَّه
دست علمدار از تن جدا شد
در راه قرآن جانش فدا شد
آه واويلا يا رسول اللَّه
حسين ثاراللَّه حسين ثاراللَّه
فرزند ليلا فرقش شكسته
بابا كنار نعشش نشسته
آه واويلا يا رسول اللَّه
حسين ثاراللَّه حسين ثاراللَّه
در كربلا غوغاى محشر
بى كس ويار آل پيمبر
آه واويلا يا رسول اللَّه
حسين ثاراللَّه حسين ثاراللَّه
سالار زينب اى روح ايمان
از چه فتاده بى كس و عريان
آه واويلا يا رسول اللَّه
حسين ثاراللَّه حسين ثاراللَّه
افتاده قاسم بر روى ميدان
برس به دادم عمو حسين جان
آه واويلا يا رسول اللَّه
حسين ثاراللَّه حسين ثاراللَّه
تاسوعا
ناله از سينه برآمد كه شده تاسوعا گشته در علقمه غوغاى قيامت برپا
يا ابالفضل مدد (2)
پرچم از دست علمدار حسين افتاده بردل اهل حرم شيون و شين افتاده
يا ابالفضل مدد (2)
در صف علقمه يك لاله به خون غلتيده
فاطمه گشته ز غم اشك فشان از ديده
يا ابالفضل مدد (2)
اصغر اى بلبل شيرين سخنم لب واكن فكرتنهايى و آزادگى بابا كن
يا ابالفضل مدد (2)
با چه روئى به سوى خيمه، على برگردم
روزها را به هواى تو پسر سركردم
يا ابالفضل مدد (2)
ناله كن اى دل غمديده كه شد عاشورا مى وزد بوى غم از خيمه آل طاها
يا ابالفضل مدد (2)
سوى ميدان مى رود نور دو چشم زهرا ناله از سينه كند زينب آه و واويلا
يا ابالفضل مدد (2)
يااخا صبر نما تا كه ببوسم رويت جان كنم هديه نثار قدم دلجويت
نغمه ماتم
مى زند ناله زدل عاشورا يادگلگون كفنان زهرا
»ياحسين يا مولا« (3)
شد خزان گلشن عاشورايى كربلا گشته بپا غوغايى
قتلگه مى كشد از غم فرياد كى رود داغ شهيدان از ياد
مى زند نال زدل عاشورا
ياد گلگون كفنان زهرا
»ياحسين يا مولا« (3)
كربلا نغمه ماتم دارد نينوا ناى پر از غم دارد
علقمه شور دگر در سينه كرده برپا زغم ديرينه
دل كند خيمه ماتم بر پا
يادگلگون كفنان زهرا
»ياحسين يا مولا« (3)
روز عاشورِ محرّم آمد موج غم در دل عالم آمد
در دلِ امّت عاشورايى زنده شد نهضت عاشورايى
گشته ذكر لب ماواويلا
يادگلگون كفنان زهرا
»ياحسين يا مولا« (3)
شب عاشورا
امشب انصارا...شب زنده دارند
فردا در ره حق جان مى سپارند
امشب عبادت فردا شهادت اللَّه اللَّه ،اللَّه اكبر
***
امشب از تشنگى گريانربابتاست
فردا درموج خون اصغربه خواب است
امشب عبادت فردا شهادت اللَّه اللَّه ،اللَّه اكبر
***
امشب دريا روان از چشم سقايت
فردا درعلقمه مهمان زهراست
امشب عبادت فردا شهادت اللَّه اللَّه ،اللَّه اكبر
***
امشب آيد به گوش قرآن اكبر
فردا ليلا زند بر سينه و سر
امشب عبادت فردا شهادت اللَّه اللَّه ،اللَّه اكبر
***
امشب محشر به پا در عالمين است
فردا از تن جدا رأس حسين است
امشب عبادت فردا شهادت اللَّه اللَّه ،اللَّه اكبر
***
امشب عطشان بودماه مدينه
فردا داغ پدر دارد به سينه
امشب عبادت فردا شهادت اللَّه اللَّه ،اللَّه اكبر
***
شقايق زهرا
امشب شب هفت شقايقهاى زهراست
زينب پريشان از غم هجران مولاست
اين ذكر طفلانش بُود با چشم گريان
جانم حسين جانم حسين جانم حسين جان
دارد به جَنّت بزم غم زهراى اطهر
گريد زداغ لاله هاى سرخ پرپر
اين ناله دارد فاطمه با قلب سوزان
جانم حسين جانم حسين جانم حسين جان
در هفتمين روز فراق روى دلدار
زينب عزادارى كند با چشم خونبار
بيند سرت را بر سنان اى ماه تابان
جانم حسين جانم حسين جانم حسين جان
طفل سه ساله بى قرار از هجر بابا
با اشك وناله بزم ماتم كرده بر پا
تا بشنود از رأس تو آواى قرآن
جانم حسين جانم حسين جانم حسين جان
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم دی ۱۳۸۶ ساعت 23:16 توسط حسین
|